آیا «یا علی» و «یاحسین » گفتن شرک نیست !؟

آیا  «یا علی» و «یاحسین » گفتن  شرک نیست !؟ image

461 3
1399/4/27

آیا «یا علی» و «یاحسین » گفتن شرک نیست !؟

باید دانست که شرک در صورتی واقع می گردد که کسی غیر خدا را در مقام اُلوهیّت بخواند قرآن کریم می فرماید:

((وَ مَن یَدعُ مَعَ اللهِ اِلهًا آخَر لا بُرهانَ لَهُ بِهِ))[1]. پس می توان گفت که هر طلب کمک و یاری و استمداد از غیر خدای متعال شرک محسوب نمی شود. زیرا قرآن کریم می فرماید((تَعَاونوا عَلَی البِرّ وَ التَّقوی))[2] ((کَما قالَ عیسی ابن مَریم  لِلحَواریینَ مَن اَنصاری اِلَی الله)) [3]، ((وَ اِنِ استَنصَروکُم فِی الّدینِ فَعَلَیکُمُ النَّصر))[4]

همچنین  باید  به این نکته  توجه کرد  که استعانت  و استغاثه  جدای از عبادت هستند ، آنجا که خدواند می فرماید  : «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» ، پرفسور دکتر محمد طاهر القادری  ( از علمای معاصر اهل سنت ) در این باره می نویسد :

در آیه شریفه اساس استعانت و استغاثه  است که در آن  عبادت و استعانت یکی بعد از دیگری ذکر شده است . بخش نخست  آیه  «إِيَّاكَ نَعْبُدُ » در برگیرنده اندیشه عبادت اسلامی است و بخش دوم  « اِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» تصور استعانت و کمک خواهی را به روشنی  بیان نموده است . این همان آیه مبارکی  است  که با مطالعه سطحی  آن  گروهی از آن استنباط و برداشت  باطل وناروا کرده و فتوای شرک همه مسلمانان را صادر کرده اند.

در اصل  از مطالعه سطحی این آیه  در ذهن ایشان این گمان به وجود آمده است که دو بخش  آیه بیانگر یک مطلب است .در بخش نخست سخن از عبادت است که صرفا ویژه خدای متعال رب العزه است و در بخش دوم سخن از یار طلبی است .

یکی گرفتن حکم از این الفاظ مطلبی بدیهی وروشن است . اینجاست که برخی  به وسیله استدلال سطحی  شان به خطا می افتند و استعانت و استغاثه را هم مانند عبادت فقط مخصوص خدای تعالی در نظر می گیرند .

اگر با ژرف اندیشی این آیه  کریمه  را بررسی کنیم  مطلبی کاملا متفاوت دستگیرمان خواهد شد . باید به درستی  وارد این لغات شد . در میان دو بخش  آیه حرف  عطف واو قرار گرفته است و این بر کسی  پوشیده نیست . اگر عبادت واستعانت حکمشان یکی بود خدای تعالی بین این دو جمله «واو» اضافه نمی کرد . گذاشتن این واو تفاوت ماقبل وبعد را نشان میدهد .[5]

 

 

مشروعیت توسل و استغاثه در قرآن

«وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحِیماً» [6]

و اگر هنگامی که گروه منافقان به گناه ،بر خود ستم کردند از کردار خود به خدا توبه کرده و به تو رجوع می‌کردند و پیامبر بر آنها استغفار می‌کرد، البته در این حال خدا را توبه‌پذیرِ مهربان می‌یافتند.

 

براساس آیه فوق  جمهور  علمای اهل سنت  توسل و استغاثه به رسول خدا (ص)  را حتی بعد از وفات  ایشان جایز دانسته اند که در ذیل برخی از آنها نقل خواهد شد :

 

۱. امام مالک ، پشوای مالکی ها

وی پیشوای مالکی‌ها است که روایت ایشان بسیار معروف و مشهور است . قاضی عیاض می نویسد:

واعلم أن حرمه النبی (صلی الله علیه و آله) بعد موته وتوقیره وتعظیمه لازم کما کان حال حیاته وذلک عند ذکره (صلی الله علیه و آله) وذکر حدیثه و سنته وسماع اسمه وسیرته ومعامله آله وعترته …..

وقال القاضی ابو الفضل : وهذه کانت سیره سلفنا الصالح وائمتنا الماضین …

حدثنا یعقوب بن اسحاق بن ابی اسرائیل ، حدثنا ابن حمید قال : ناظر ابوجعفر مالکا فی المسجد مالکا فی مسجد رسول الله (صلی الله علیه و آله) فقال له مالک : … لاترفع صوتک فی هذا المسجد ،فإن الله تعالی ادب قوما فقال : « لاترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی ولاتجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض أن تحبط اعمالکم وانتم لاتشعرون » حجرات /۲ . ومدح قوما فقال : «إن الذین یغضون اصواتکم عند رسول الله اولئک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی لهم مغفره واجر عظیم » حجرات/ ۳ ….

…فاستکان لها ابوجعفر وقال : یا ابا عبدالله ااستقبل القبله وادعوا ام استقبل رسول الله (صلی الله علیه و آله) ؟ فقال : ولم تصرف وجهک عنه وهو وسیلتک ووسیله ابیک آدم علیه السلام إلی الله تعالی یوم القیامه ؟ بل استقبله واستشفع به ، فیشفعه الله ، قال الله تعالی : «ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما»

 

بدان که احترام و تعظیم پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از وفات ایشان لازم است ؛ همان طور که در زمان حیاتشان لازم است ….

قاضی عیاض گفت : این لزوم احترام پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از وفات ، سیره بزرگان و گذشتگان ما است ….

یعقوب بن اسحاق بن ابی اسرائیل از ابن حمید نقل می کند : ابو جعفر منصور دوانقی با امام مالک در مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) بودند که امام مالک به او گفت در این مسجد صدای خود را بلند نکن . مگر نشنیدی که خداوند متعال در قرآن کریم عده ای را به خاطر این که صدایشان را بلند کرده بودند ، تأدیب کرد ….

وبعد از آن آیه ای را بیان می کند که عده ای با صدای آهسته در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صحبت کرده بودند ، خداوند آن ها را ستایش کرده بود .

… منصور دوانقی از امام مالک سؤال می کند : من رو به قبله دعا کنم یا رو به قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ؟ کدام بهتر است . امام مالک گفت : چرا روی بر می گردانی از کسی که وسیله تو و وسیله پدرت حضرت آدم علیه السلام) نزد خداوند است تا روز قیامت . بلکه باید رو به قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کنی و او را شفیع خود در نزد خداوند قرار بده . خداوند می فرماید :« اگر به خودتان ظلمی کردید و گناه نمودید ، و نزد تو ای رسول خدا آمدند ، توبه کردند و از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم خواستند که برایشان طلب استغفار کند، در این صورت خداوند توبه آن ها را می پذیرد .»[7]

 

۲ . آقای قرطبی

 

از بزرگان تاریخ تفسیر اهل سنت می باشند و برای همه مسلمانان آشنا هستند . ایشان در کتاب الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی ) ، تألیف ابی عبدالله محمد بن احمد بن ابی بکر قرطبی ، جلد ۶ ، در ذیل تفسیر آیه ۶۴ سوره نساء می نویسد :

 

قوله تعالی : « ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک » روی ابو صادق عن علی (علیه السلام) قال : قدم علینا اعرابی بعد ما دفّنا رسول الله (صلی الله علیه و آله) بثلاثه ایام فرمی بنفسه علی قبر رسول الله (صلی الله علیه و آله) وحثا علی رأسه من ترابه ، فقال : قلت یا رسول الله ، فسمعنا قولک ووعیت عن الله ،فوعینا عنک وکان فیما انزل الله علیک : «ولو انهم إذ ظلموا انفسهم » وقد ظلمت نفسی ، وجئتک تستغفر لی ، فنودی من قبر ، أنه قد غفر لک .

 

ابو صادق (یکی از تابعین است ) از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل می کند که فرمودند : بعد از سه روز که از دفن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گذشته بود ، اعرابی آمد و خود را روی قبر ایشان انداخت و خاک بر سرش می ریخت و می گفت : « ای رسول خدا ! هر چه شما گفتی ، ما گوش کردیم و هر چه از خداوند گرفته بودی ، به ما رساندی ؛ از جمله آیه ای که خداوند در آن فرمود : « اگر کسی به خودش ظلم کرد ، نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیاید تا ایشان برای او طلب استغفار کند » من به خودم ظلم کردم و نزد شما آمده ام تا برای من طلب استغفار کنی . در این جا بود که از قبر آن حضرت صدایی آمد که تو بخشیده شدی .[8]

 

۳ . ابن ادریس قرافی مالکی

ایشان هم از بزرگان اهل سنت می باشد که در کتاب الذخیره می نویسد  :

باب الحادی عشر ، فی القدوم علی ضریحه علیه السلام

… ویروی عنه علیه السلام أنه قال :« من زار قبری وجبت له شفاعتی ، ومن زار قبری وجبت له الجنه . » ویروی عنه قال :« من زارنی بعد وفاتی فکأنما زارنی فی حیاتی » وحکی العتبی أنه کان جالسا عند قبره علیه السلام فجاء اعرابی    فقال : السلام علیک یا رسول الله سمعت الله یقول : «ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » نساء / ۶۴ . وقد جئتک مستغفرا من ذنبی ، مستشفعا بک الی ربی …

 

 

 

باب یازدهم : نحوه رفتن به ضریح رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

…. روایت شده از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که فرمودند : هر کسی قبر مرا زیارت کند ، شفاعتم بر او واجب می شود و هر کسی قبر مرا زیارت کند ، بهشت بر او واجب می شود . همچنین از ایشان روایت شده : هر کسی بعد از وفاتم مرا زیارت کند مانند این است که در زمان حیاتم مرا زیارت کرده است .

عتبی حکایت کرده که نزد قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودم که اعرابی آمد و گفت : سلام بر تو ای رسول خدا ! شنیدم که خداوند فرمود : اگر گناهی انجام دادید ، نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیاید و توبه کند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم برای او طلب مغفرت کند ، خداوند توبه او را می پذیرد .

ای رسول خدا ! نزد تو آمدم در حالی که از گناهان خود استغفار می کنم و شما را نزد خداوند شفیع قرار می دهم ….[9]

 

۴ . ابن فرحون مالکی

از بزرگان مالکی مذهب است که در کتاب ارشاد السالک إلی افعال المناسک ، می نویسد :

ذکر عن مالک إن فی البقیع من الصحابه عشره آلاف …. فینبغی السلام علیهم والدعاء لهم والتوسل بهم إلی الله تعالی ….

وقال بعضهم وصفه السلام أن یقول : السلام علیک ایها النبی ورحمه الله و برکاته ، السلام علیک یا رسول الله ، اشهد انک قد بلغت الرساله وأدیت الامانۀ ونصحت الامه وجاهدت فی الله حق جهاده وعبدت ربک حتی اتاک الیقین وانزل علیک کتابه النور المبین وجمع لک فیه علم الاولین والآخرین ووصفک فیه بقوله تعالی : « لقد جاءکم رسول الله من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم » وقال عز من قائل وقوله الحق : « ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » وإنی یا رسول الله قد ظلمت نفسی وجئت مستغفرا من ذنبی مستشفعا بک إلی ربی ، راجیا من المغفره بشفاعتک والممات علی ملتک وشریعتک ومحبتک والنجاه من النار والفوز بالجنه ….

 

از مالک بیان شده که ده هزار صحابی در بقیع مدفون است و از تابعین هم افراد زیادی هم هستند که شایسته است به آن ها سلام بدهیم و برای آن ها دعا کنیم و به آن ها توسل کنیم . در صفحه ۵۶۹ هم نقل می کند که به آن دو نفری که در کنار آن حضرت هم هستند ، توسل کنیم و بعد از آن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) توسل کنید ….

 

بعضی از علما نحوه سلام کردن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را بیان می کنند : سلام و رحمت وبرکت خداوند بر شما ای رسول خدا ، …. تا این که آیه ۶۴ سوره نساء را نقل می کند و در صفحه بعد می گوید : بعد از خواندن آیه این گونه بگو : ای رسول خدا ! من به خودم ظلم کرده ام و نزد شما آمده ام تا از گناهانم استغفار کنم و شما را شفیع خود در نزد خداوند قرار دهم و امیدوارم که خداوند به وسیله شفاعت شما گناهانم را ببخشد و مرا بر شریعت ، محبت و ملت شما بمیراند و از آتش جهنم نجات دهد و به بهشت برساند ….[10]

5. ابن قدامه مقدسی

بزرگ ترین عالم حنبلی ، ابن قدامه مقدسی است و کتاب المغنی ایشان ، بهترین کتاب فقهی حنابله به حساب می آید در کتاب المغنی خود می نویسد :

 

ویستحب زیاره قبر النبی ( صلی الله علیه و آله ) ….

ویروی عن العتبی قال : کنت جالسا عند قبر النبی (صلی الله علیه و آله) فجاء اعرابی ، فقال : السلام علیک یا رسول الله سمعت الله یقول : «ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » وقد جئتک مستغفرا لذنبی ، مستشفعا بک إلی ربی ، ثم انشأ یقول :

یا خیر من دفنت بالقاع اعظمه فطاب من طیبهن القاع والاکم

… لما روی عن فاطمه (علیها السلام) بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) أن رسول الله (صلی الله علیه و آله) علّمها أن تقول ذلک ، إذا دخلت المسجد ثم تأتی القبر فتولی ظهرک القبله وتستقبل وسطه وتقول : السلام علیک ایها النبی ورحمه الله و برکاته ….

اللهم إنک قلت وقولک الحق : «ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » وقد اتیتک مستغفرا من ذنوبی ، مستشفعا بک إلی ربی ، فاسئلک یا رب أن توجب لی المغفره ، کما اوجبتها لمن اتاه فی حیاته ، اللهم اجعله اول الشافعین وانجح السائلین …

 

زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) مستحب است .

سپس چند دلیل را بیان می کند که از جمله آن دلائل

 حکایتی است که از عتبی روایت شده که کنار قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودم که اعرابی آمد و گفت : السلام علیک یا رسول الله شنیدم که خداوند می گفت : « اگر به خودتان ظلم کردید ، نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیایند و طلب استغفار از خداوند کنند و رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) هم طلب استغفار کند برای آن ها ، در این صورت خداوند توبه آن ها را می پذیرد .»

من نزد شما آمدم در حالی که از گناهانم استغفار می کنم و شما را نزد خداوند شفیع قرار می دهم . سپس شعری را خواند . اعرابی برگشت و رفت . پیامبر (صلی الله علیه و آله) به خواب عتبی آمد و به او فرمودند : که به اعرابی بشارت بده که خداوند توبه او را پذیرفت .

دلیل دوم مستحب بودن زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایتی است که از صدیقه شهیده فاطمه زهرا (علیها السلام) نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به ایشان یاد دادند ؛ زمانی که وارد مسجد من شدی ، سراغ قبر بیا و پشت به قبله و رو به قبر بایست و بگو : سلام بر تو ای رسول خدا ، رحمت و برکت خداوند بر شما باد و مطالب دیگری که بیان شده …

خدایا خودت فرمودی و سخن تو حق است : « ولو انهم إذ ظلموا ….» من نزد پیامبرت آمدم تا از گناهانم طلب استغفارکنم و ایشان را نزد تو شفیع قرار دهم . خدایا گناهانم را ببخش ؛ همان طوری که اگر کسی در حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزد ایشان می آمد و از آن حضرت می خواست که برایش طلب استغفار کند ، گناهانش را می بخشیدی ، الان که بعد از وفات پیامبرت هم هست ، گناهانم را ببخش …[11]

 

 

ابن قدامه به این روایت استدلال کرده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) یاد می دهد که بعد از من سراغ قبرم بیا و این آیه قرآن را بخوان و مرا شفیع قرار بده تا گناهان مردم بخشیده شود . پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حیات و ممات ندارند ؛ زیرا به این آیه استدلال کرده و می گوید : آیه هم شامل حیات و هم شامل ممات حضرت می شود .

 

6 . ابن مفلح حنبلی

وإذا فرغ من الحج ، استحب له زیاره قبر النبی (صلی الله علیه و آله) لما روی ابن عمر أن النبی (صلی الله علیه و آله) قال : من زار قبری وجبت له شفاعتی ….

وروی عن العتبی قال : کنت جالسا عند قبر النبی (صلی الله علیه و آله) فجاء اعرابی ، فقال : السلام علیک یا رسول الله ، سمعت الله یقول : « ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » ( نساء / ۶۴ ) وقد جئتک مستغفرا من ذنبی ، مستشفعا بک إلی ربی .

 

بعد از این که حج تمام شد ، مستحب است بر حاجی که به زیارت قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بروید ؛ به خاطر روایتی که ابن عمر از آن حضرت نقل کرده که فرمودند : کسی که مرا زیارت کند ، شفاعت او بر من در روز قیامت واجب می شود … وبه دلیل حکایت عتبی که روایت می کند : نزد قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودم که اعرابی آمد و گفت : سلام ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که خداوند می فرماید : «ولو انهم إذ ظلموا انفسهم …. » من نزد پیامبرت آمدم در حالی که از گناهم استغفار می کنم …[12]

 

مشروعیت استغاثه در روایات  :

 

استغاثة  حضرت  هاجر  به  جبرئیل  (ع) :

 

محمد بن اسماعیل  بخاری در صحیح  خود  روایت می کند : 

 زماني که حضرت ابراهيم (ع) ، به دستور خداوند ، همسر و فرزند شان را به مکه آوردند و در آن جا رها کردند . وقتي حضرت ابراهيم از آن جا رفتند ، هاجر فاصله بين صفا و مروه را براي پيدا کردن آب ، هفت مرتبه طي کرد . در مرتبه هفتم وقتي نزديک اسماعيل شد، با خودش گفت: بروم ببينم فرزندم چه کار مي کند، وقتي صدايي شنيد گفت :

أغث إن کان عند ک خير فإذا جبرئيل ، قال: فقال بعقبه هکذا وغمز عقبه علي الارض

یعنی به فريادم برس اگر خيري در نزد توست . صدا ، صداي جبرئيل (ع) بود که گفت با پشت پا به زمين بزن که از همان محل آب خارج شد ...[13]

اين آب سر منشإ به وجود آمدن شهر مکه شد . در اين جا هم حضرت هاجر به غير خدا يا به حضرت اسماعيل و يا به حضرت جبرئيل (ع) استغاثه کرده است .

در حالي که محمد بن عبد الوهاب گفته است که هر کس به ملکي از ملائکه خداوند استغاثه کند ، مشرک کافر، مهدور الدم والمال  است و ما بدین خاطر آنها را کشتیم  [14] اين جا حضرت هاجر ، طبق روايتي که در اين کتاب آمده به جبرئيل (ع) استغاثه کرده ، آيا حضرت هاجر کافر بوده يا مسلمان !؟

طبق نظر وهابي ها آن حضرت کافر بوده اند !؟ آيا رسول خدا (ص) که اين داستان را نقل مي کند و هيچ اشکالي از آن نمي گيرد ، مسلمان بود يا کافر !؟ در اين جا طبق استدلال محمد بن عبد الوهاب ، رسول خدا (ص) هم کافر بودند . اين مطلب در صحيح ترين کتاب اهل سنت نقل شده و استغاثه حضرت هاجر به جبرئيل را ثابت مي کند .

طبق مبناي وهابي‌ها بايد بگوييم حضرت هاجر کافر شده و جبرئيل (ع) هم که جواب اين استغاثه را داده اند ، کافر بودند . رسول خدا (ص) هم که اين داستان را نقل کرده ، کافر بوده و راويان اين حديث هم که بخاري را هم شامل مي شود ، نيز کافر بوده است .

 

 

شعار صحابه در جنگهای پس ازرحلت رسول الله (ص) :

ابن کثیر از علمای شافعی و از شاگردان و مروجان تفکر ابن تیمیه است. وی در کتاب البدایه و النهایه در بیان جنگهای رده (مرتدان بعد از پیامبر) در زمان ابوبکر، شعار صحابه را «یامحمداه» معرفی می کند:

 وقال أنا ابن الوليد العود أنا ابن عامر وزيد ثم نادى بشعار المسلمين وكان شعارهم يومئذ يا محمداه وجعل لا يبرز لهم أحد إلا قتله؛[15]

  ابن ولید العود خود را این گونه معرفی کرد که من پسر عامر و زید هستم. سپس به شعار مسلمین در آن روزها (جنگهای رده) [ یا محمداه] فریاد زد. او از هز کس از دشمنان عبور می کرد آنها را می کشت.

این مطلب را دیگر علمای اهل سنت نیز در کتب خود ذکر کرده اند . [16]

اگر استغاثه بغیر خداوند  شرک است  پس چرا  صحابه این عمل را  پس از وفات رسول خدا (ص)  انجام داده اند !؟ آیا وهابیت صحابه را مشرک می دانند !؟

استغاثة  عبدالله بن  عمر  به رسول خدا (ص) :

 

عبد الله بن عمر بن خطاب، يكي از كساني است كه به استغاثه و توسل به رسول خدا صلي الله وآله اعتقاد داشته است.

طبق روايت صحيح السندي كه در منابع اهل سنت به صورت گسترده نقل شده است، روزي پاي عبد الله بن عمر دچار گرفتگي مي شود، شخصي به او ياد داد كه محبوب ترين فرد در نزد خود را فرياد بزن و استغاثه كن تا پايت شفا بگيرد. او نيز رسول خدا صلي الله عليه وآله را خواند و پايش فورا خوب شد.

اين روايت به خوبي ثابت مي كند كه استغاثه به درگاه اولياء و مقربان درگاه خداوند و نداي كساني كه پيش خداوند تبارك و تعالي آبرو دارند جايز است و فكر وهابيت فكري است باطل و مخالف سيره قطعي اصحاب رسول خدا صلي الله عليه واله.

ابن السنی در کتاب خود عمل الیوم والیله نقل می کند :

 

حدثنا محمد بن خالد بن محمد البردعي ثنا حاجب ابن سليمان ثنا محمد بن مصعب ثنا إسرائيل عن أبي إسحاق عن الهيثم بن حنش قال كنا عند عبد الله بن عمر رضي الله عنهما فخدرت رجله فقال له رجل أذكر أحب الناس إليك فقال يا محمد صلي الله عليه وسلم قال فقام فكأنما نشط من عقال.[17]

از هيثم بن حنش نقل شده است كه با عبد الله بن عمر از راهي مي گذشتيم كه پاي او گرفت (فلج شد) و بر زمين نشست، شخصي به او گفت: محبوب ترين فرد در نزد خود را بخوان (تا به فريادت برسد). او نيز گفت: يا محمد! سپس ايستاد، انگار كه از بند آزاد شده باشد.

 

ابن السنی  با سندی دیگر نیز این روایت را نقل کرده است  که به ترتیب ذیل است :

 

حدثني محمد بن إبراهيم الأنماطي وعمرو بن الجنيد بن عيسي قالا ثنا محمود بن خداش ثنا أبو بكر بن عياش ثنا أبو إسحاق (عمرو بن عبد الله بن عبيد) السبيعي عن أبي سعيد قال كنت أمشي مع ابن عمر رضي الله عنهما فخدرت رجله فجلس فقال له رجل أذكر أحب الناس إليك فقال يا محمداه فقام فمشي.[18]

از ابو سعيد نقل شده است كه با عبد الله بن عمر از راهي مي گذشتيم كه پاي او گرفت (فلج شد) و بر زمين نشست، شخصي به او گفت: محبوب ترين فرد در نزد خود را بخوان (تا به فريادت برسد). او نيز گفت: يا محمد! به فريادم برس. سپس ايستاد و به راهش ادامه داد.

 

آیا وهابیت  عبدالله بن عمر را مشرک  خواهد دانست !؟

 

استغاثة  حضرت زینب  (س)  به رسول خدا (ص) :

 

ابن‌جریر طبری، ابن‌اثیر جزری و ابن‌کثیر دمشقی سه تن از مورخان مشهور و نامی اهل سنت در بیان حادثه کربلا می‌نویسند: عمر بن سعد پس از کشتن امام حسین علیه‌السلام دو روز در کربلا ماند و سپس به همراه کاروان اسرا به سمت کوفه حرکت کرد. هنگامی که کاروان اسرا را به سمت کوفه حرکت دادند، از کنار جنازه‌های شهدای کربلا عبور دادند. چشمان مبارک حضرت زینب علیهاالسلام وقتی به بدن بی سر برادرش امام حسین علیه‌السلام افتاد، با صدای بلند فریاد زد: یا محمداه! یا محمداه! درود ملائکه آسمان بر تو باد! این بدن در خون غوطه‌ور و قطعه قطعه شده حسین توست. یا محمداه! دختران تو به اسارت برده می‌شوند و ذریه‌ات کشته می‌شوند .[19]

 

استغاثه عرب بادیه نشین به پیامبر اکرم در حضور صحابه :

 

محمد بن حرب هلالی می‌گوید: پس از ورود به مدینه، کنار قبر پیامبر رفتم و پس از زیارت قبر شریف آن حضرت، مقابل قبر نشستم. عرب بادیه نشینی وارد شد و پس از زیارت قبر رسول خدا، خطاب به قبر شریف عرض کرد: ای بهترین پیامبر خدا! خدای متعال کتابی را جز راستی و درستی در آن نیست، بر تو نازل کرد و در آن فرمود

 «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوک فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا».

. من نیز اکنون آمده‌ام تا از خدای تو گناهانم طلب آمرزش کنم و تو را شفیع و واسطه قرار دهم. سپس گریه کرد و این شعر را زمزمه کرد:

 

یا خیر من دفنت بالقاع أعظمه       فطاب من طیبهن القاع والاکم

نفسی الفداء لقبر أنت ساکنه           فیه العفاف وفیه الجود والکرم

 ای بهترین کسی که در دل زمین دفن شده ای! زمین و کوه‌های اطراف آن به وسیله تو پاک و پاکیزه شد. جانم فدای آن قبری که تو در آن ساکن شده ای، قبری که عفت و پاکی، جود و کرم و بزرگی، در آن مدفون شده است. عرب بادیه نشین پس از خواندن این اشعار، از خدا طلب مغفرت و آمرزش کرد و از مسجد خارج شد. محمد بن حرب هلالی می‌گوید: پیامبر اکرم را در خواب دیدم. پیامبر به من فرمود: مرد اعرابی را دریاب و به او بشارت بده که خداوند با شفاعت من او را آمرزید. از خواب بیدار شدم و به دنبالش گشتم تا او را پیدا کنم و لی او را ندیدم.[20]

 این حکایت و داستان مشهور از افراد متعدد و با الفاظ مختلف نقل شده است. [21]

نکته ای که باید ذکر داد این که قائلین به جواز توسل و استغاثه و کسانی که برای اثبات آنها به این روایت و ماجرا استناد می‌کنند، قطعاً به فعل عرب بادیه نشین و با خواب محمد بن حرب هلالی استناد نمی‌کنند بلکه از آن جایی که این ماجرا یه روز پس از رحلت و دفن پیامبر اکرم و در حضور صحابه رسول گرامی اسلام اتفاق افتاده است و صحابه پیامبر نیز هیچ اعتراضی نکرده‌اند، به این ماجرا استناد می‌کنند .

 

توسل شخص گرفتار به پیامبر اکرم با راهنمایی عثمان بن حنیف

 

طبرانی می‌نویسد: شخصی برای رفع گرفتاری خود نزد خلیفه سوم رفت و آمد می‌کرد اما عثمان بن عفان به وی توجه نمی‌کرد. آن شخص به خاطر بی توجهی خلیفه سوم، نزد عثمان بن حنیف یکی از صحابه پیامبر اکرم رفت و گلایه کرد. عثمان بن حنیف به وی فرمود: ابتدا وضو بگیر. سپس برو و دو رکعت نماز بخوان بعد از خواندن نماز، این دعا و جملات را بگو: «اللّهمّ إنّی أسألک وأتوجّه إلیک بنبیک محمّد نبی الرحمه، یا محمّد إنّی أتوجّه بک إلی ربّی فیقضی لی حاجتی،» سپس حاجتت را بیان کن. شخص گرفتار به دستورالعملی که عثمان بن حنیف داده بود، عمل کرد و سپس به طرف منزل عثمان بن عفان به را افتاد. هنوز به در خانه عثمان بن عفان نرسیده بود که با دربان خلیفه مواجه شد. دربان دست او را گرفت و نزد عثمان بن عفان برد و در کنار خلیفه بر روی تشک نشاند. عثمان بن عفان مشکل وی را جویا شد و آن را برطرف کرد و به وی گفت: همین امروز به یاد مشکل تو افتادم. از این به بعد هم هر مشکلی داشتی به من بگو. شخص گرفتار که مشکلش حل شده بود، از منزل عثمان بن عفان خارج شد و در میان راه عثمان بن حنیف برخورد نمود و از وی تشکر نموده و عرض کرد: اگر شما با عثمان بن عفان صحبت نمی‌کردی و سفارش ما را نمی‌کردی، خلیفه به مشکل ما رسیدگی نمی‌کرد. عثمان بن حنیف فرمود: به خدا قسم! من با خلیفه درباره مشکل شما سخنی نگفته‌ام، بلکه مشکل شما به خاطر توسل به پیامبر اکرم حل شد. خودم شاهد بودم که زمان رسول الله شخص نابینایی نزد حضرت آمد و از نابینایی خود شکایت کرد.پیامبر اکرم همین جملات را به او یاد داد واو با گفتن همین جملات بینایی خود را به دست آورد.[22]

 

[1] - مؤمنون/117

[2] - مائده/2

[3] - صف/14

[4] - انفال/72

[5] -  القادری ،  محمد طاهر  ، استغاثه و جایگاه شرعی آن  ص 30

[6] - نساء: 64

[7] - کتاب الشفاء بتعریف حقوق المصطفی ، تألیف قاضی عیاض ابو الفضل عیاض بن موسی بن عیاض . جلد ۲ ، صفحه ۲۸۸

[8] - قرطبی ، ابی عبد الله محمد بن احمد بن ابی بکر ، جامع لاحکام القرآن (معروف به تفسیر قرطبی ) ج ۶ ، ص ۴۳۹

 

[9] - قرافی ، شهاب الدین احمد بن ادریس ، الذخیره ج ۳ ص ۳۷۵

 

[10] - ابن فرحون مالکی ، برحان الدین ابراهیم ، ج ۲ ، ص ۵۶۲

 

[11] - ابن قدامه مقدسی جماعیلی دمشقی صالحی حنبلی ، موفق الدین ابی محمد عبد الله بن محمد بن احمد ، المغنی ،ج ۵ ، ص ۴۶۵

 

[12] - ابن مفلح حنبلی ، ابی اسحاق برهان الدین ابراهیم بن محمد بن عبد الله بن محمد ، المبدع فی شرح المقنع ج ۳ ، ص ۲۳۶

 

[13] -  بخاري ، ابي عبدالله محمد بن اسماعيل ، صحيح بخاري ، چاپ دار ابن کثير ، ص 830 ، کتاب احاديث الانبياء ، روايت 3365

[14] -  محمد بن عبدالوهاب ، الرسائل الشخصية ص 154

 وأن قصدهم الملائكة والأنبياء والأولياء يريدون شفاعتهم، والتقرب إلى الله تعالى بهم، هو الذي أحل دماءهم وأموالهم.

[15] - البدایه و النهایه، ابن کثیر، ص 1016

[16] - انساب الاشراف ج4، ص311 - تاريخ طبري ج 2، ص281 - الکامل في التاريخ، ج2، ص364

 

[17] - الدينوري الشافعي المعروف بابن السني، عمل اليوم والليلة، ج1، ص141،

 

[18] - همان

[19] - یا محمداه! یا محمداه! صلّی علیک ملائکه السماء، هذا الحسین بالعراء، مرمّل بالدماء، مقطّع الأعضاء، یا محمداه! و بناتک سبایا و ذریتک مقتله تسفی علیها الصبا. قال: فأبکت واللّه کلّ عدوّ و صدیق». طبری، تاریخ الأمم و الملوک: ج ۳، ص ۳۳۶ - ابن‌اثیر جزری، الکامل فی التاریخ: ج ۲، ص ۵۷۴ - ابن‌کثیر دمشقی، البدایه و النهایه: ج ۸، ص ۱۹۵،

[20] - سیوطی شافعی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور: ج ۱، ص ۲۳۸، ذیل آیه ۲۰۳ سوره بقره؛ سُبکی شافعی، شفاء السقام فی زیاره خیر الأنام علیه أفضل الصلاه و السلام: ص ۱۵۱ و زینی‌دحلان شافعی، الدُرَر السَنیه فی الردّ علی الوهابیه: ص ۲۱٫

[21] - ابن‌کثیر دمشقی سلفی همین ماجرا را از عتبی این‌گونه نقل می‌کند: «کنت جالساً عند قبر النّبی صلی‌الله‌علیه‌وآله، فجاء أعرابی، فقال: السلام علیک یا رسول‌اللّه! سمعت اللّه یقول: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوک فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» و قد جئتک مستغفراً لذنبی، مستشفعاً بک إلی ربّی، ثمّ أنشأ یقول: یا خیر من دفنت بالقاع أعظمه، فطاب من طیبهنّ القاع و الأکم، نفسی الفداء لقبر أنت ساکنه، فیه العفاف و فیه الجود و الکرم، ثمّ انصرف الأعرابی، فغلبتنی عینی، فرأیت النّبی صلی‌الله‌علیه‌وآله فی النوم، فقال: یا عتبی! الحق الأعرابی، فبشّره أنّ اللّه قد غفر له». تفسیر القرآن العظیم: ج ۱، ص ۵۳۲، ذیل آیه ۶۴ سوره نساء.

[22] - طبرانی، المعجم الکبیر: ج ۹، ص ۳۰ ـ ۳۱، شرح حال و روایات عثمان بن حنیف، ح ۸۳۱۱ و هیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد: ج ۲، ص ۲۷۹، کتاب الصلاه، باب صلاه سیدنا رسول‌اللّه صلی‌الله‌علیه ‌وآله.

دیدگاه های شما : 3

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.


آخرین مطالب سایت


وضو پیامبر (ص) چگونه بوده است ؟
وضو پیامبر (ص) چگونه بوده است ؟

حضرت رسول(ص) به چه صورتی وضوء می گرفتند؟همانندوضوی امروزی شیعیان یا همانند اهل سنت بوده است؟


v>