ابن تيمه شيخ الإسلام وهابيت

ابن تيمه شيخ الإسلام وهابيت image

152 0
1400/1/12

ابن تيمه شيخ الإسلام وهابيت

 

ابن تيمه شيخ الإسلام وهابيت

تقی الدین ابوالعباس احمدبن شهاب الدین عبدالحلیم معروف به ابن تيميه[1] دوشنبه 10 ربیع‌الاول سال 661 در شهر حرّان -ترکیه امروزی كه در آن سال‌ها در وضع جغرافيايى خشک و خشن و همچنین دور از مظاهر تمدن بوده است - به دنیا آمد.

  آراء و فتاواى وى درباره توحيد، زيارت قبور و تبرک و توسل و شفاعت ، مبناى نگرش وهابيت در  مسائل مختلف قرار گرفته است. هر چند آراء شاذ و تندروانه ابن‌ تيميه درباره اين موضوعات و در عين حال نگرش تعصب آميزش به مذاهب اسلامى، نقش یک مؤسس را در جريان سلفى به وى داده است؛ولى بايد توجه داشت كه پيش از وى نيز شخصيت‌هايى چون بربهارى (م.329ق) و برخى حنبليان تندرو چنين ديدگاه‌هايى داشته‌اند  اما هیچ یک مثل وی تا این مقدار بر حیات جامعه اسلامی تاثیر نداشته تا جایی که همانگونه که بیان خواهد شد غده سرطانی وهابیت  امروزه که بر جان مسلمانان بلکه جهانیان افتاده است فرزند نا خلف این افکار وآراء انحرافی وی می باشد.

به خاطر انحرافات متعدد وتبلیغ این خرافات وی بار ها توسط علما وقضات مذاهب چهارگانه اهل سنت محکوم وروانه زندان شد ودر نهایت هم  در سال 728 قمری در حالی که -بر اساس فتوی قاضی مالکی دمشق که حکم به کفر او داده بود، و در دمشق ندا داده بودند که هر کس دارای عقاید ابن تیمیه باشد، خون و مالش حلال است[2] درگذشت.

 ابن حجر م ابن حجر عسقلاني ، بزرگترين عالم اهل سنت در علم حديث و رجال در كتاب معروف وى الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة  ج 1   ص 180 می‌نویسد:

وافترق الناس فيه شيعا فمنهم من نسبه إلى التجسيم لما ذكر في العقيدة الحموية والواسطية وغيرهما من ذلك كقوله إن اليد والقدم والساق والوجه صفات حقيقية لله وأنه مستو على العرش بذاته فقيل له يلزم من ذلك التحيز والانقسام فقال أنا لا أسلم أن التحيز والانقسام من خواص الأجسام فألزم بأنه يقول بتحيز في ذات الله ومنهم من ينسبه إلى الزندقة لقوله إن النبي صلی الله علیه{وآله}وسلم لا يستغاث به وأن في ذلك تنقيصا ومنعا من تعظيم النبي صلی الله علیه{وآله}وسلم.

 درباره ابن تیمیه بین مردم و علما اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی او را به تجسیم نسبت می‌دهند، به سبب آنچه که در عقیده حمویه و واسطیه و غیره ذکر کرده، مانند این قولش که معتقد بود خداوند دارای صفات حقیقی، دست، پا، ساق و صورت می‌باشد و او به ذاتش بر عرش قرار دارد!. .. برخی او را زندیق و بی دین می‌دانند؛ به سبب قولی که می‌گوید: نباید از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) کمک خواست و چنین درخواستی از عظمت نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) می‌کاهد و او با این سخنش از تعظیم پیامبر صلی الله علیه آله منع می‌کند. ابن حجر می‌افزاید: برخی به ابن تیمیه را به خاطر نسبت‌های ناروایی که به حضرت علی علیه‌السّلام داده، نسبت نفاق می‌دهند؛ او با این سخنان به على عليه السلام جسارت کرده است و به همین سبب علما او را منافق دانسته‌اند؛ زیرا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) درباره علی(علیه السلام) فرمود: "لا یبغضک الا منافق"؛ جز منافق کسی بغض و دشمنی تو را به دل ندارد.

 همانگونه که ملاحظه می شود در اين عبارت به يكى از خصلت‌هاى بارز ابن تيميه كه مخالفت و دشمنى با اهل بيت عليهم السلام و به ويژه با حضرت امير المؤمنين عليه السلام باشد اشاره شده است. وي در موارد بسياري به امير المؤمنين ، حضرت زهرا و ساير اهل بيت علیهم السلام جسارت كرده ومثلا مى نويسد كه-نعوذبالله-اميرمومنان خمر مى نوشيد وبا حالت مستى نماز مى خواند[3] ويا اين كه حضرت صديقه طاهره شائبه هايى از نفاق در وجودشان بود [4]ومنافق بودندکه البته ذكر تمامى اين اقوال خود نيازمند مقالات و نوشته هاى جداگانه می باشد.  

 

 

[1] -نخستین‌ فرد معروف‌ این‌ خانواده‌ که‌ به‌ «ابن تیمیه‌» مشهور شده‌، محمد بن خضر (۵۴۲ -۶۲۱ یا ۶۲۲ق‌/۱۱۴۷ - ۱۲۲۴ یا ۱۲۲۵م‌) است‌.در وجه‌ تسمیه او گفته‌اند که‌ پدر یا جد (مادری‌) وی‌ در سفر حج‌ در تَیْماء دخترک‌ زیبایی‌ دید و هنگامی‌ که‌ از سفر به‌ وطن‌ بازگشت‌، دختر نوزاد خویش‌ را شبیه‌ آن‌ دختر تیمایی‌ یافت‌، پس‌ او را تیمیه‌ نامید. از این‌ رو فرزندان‌ آن‌ دختر به‌ ابن تیمیه‌ معروف‌ شدند؛كه البته امروزه ابن تيمه فقط به همين ابن تيمه معروف-احمد ابن شهاب الدين-انصراف دارد واين شهرت متعلق به وى مى باشد.

[2] -أن الناس يترددون إليه فقال يجب التضييق عليه إن لم يقتل وإلا فقد ثبت كفره فنقلوه ليلة عيد الفطر إلى الجب وعاد القاضي الشافعي إلى ولايته ونودي بدمشق من اعتقد عقيدة ابن تيمية حل دمه وماله خصوصا الحنابلة . الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة  ج 1   ص 171؛البدر الطالع  ج 1   ص 67.

[3] - منهاج السنة النبوية  ج 7   ص 237.

[4] - منهاج السنة النبوية  ج 4   ص 246.

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.


آخرین مطالب سایت


ريشه تاريخی منع زیارت مزارو تبرک و توسل به اولیا
ريشه تاريخی منع زیارت مزارو تبرک و توسل به اولیا

فرقه وهابيت بر اين باور هستند که انسان بعد از مردن، درک و شعور خاصی ندارد؛ از اين رو نمی‌تواند صدای کسی را بشنود و پاسخگو و شفیع وی باشد. بر هيچ كسی پوشيده نيست كه هدف وهابيت و ابن تیمیه-تئوریسین این تفکر- از اين سخن و اعتقاد ، زير سؤال بردن اعمال و رفتار تمام مسلمانان در زيارت قبر پيامبر (ص)، ائمه اطهار (ع) و ديگر انبیا و اوليا و بندگان صالح خداوند متعال است؛ با این بیان كه آن‌ها صدای ما را نمی‌شنوند، بنابراین قدرت پاسخگویی نیز ندارند. البته گرچه پيش از ابن تيميه نيز شخصيت‌هايى چون عز بن عبدالسلام و محمد بربهارى (م.329ق.) و برخى حنبليان تندرو چنين ديدگاه‌هايى نیز داشته اند؛ اما هیچ یک مثل وی تا این مقدار بر حیات جامعه اسلامی تاثیر نداشته تا جایی که غده سرطانی وهابیت امروزه که بر جان مسلمانان بلکه سایر جهانیان افتاده است فرزند نا خلف این افکار وآراء انحرافی وی می باشد؛اما با این همه باید ریشه تاریخی چنین تفکراتی را در همان سده های نخستین تاریخ اسلام و حاکمان جور وغاصبان مسند خلافت نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم جستجو کرد که در این مختصر به ذکر دو نمونه اکتفا می شود.

ابن تيمه شيخ الإسلام وهابيت
ابن تيمه شيخ الإسلام وهابيت

آراء و فتاواى وى درباره توحيد، زيارت قبور و تبرک و توسل و شفاعت ، مبناى نگرش وهابيت در مسائل مختلف قرار گرفته است. هر چند آراء شاذ و تندروانه ابن‌ تيميه درباره اين موضوعات و در عين حال نگرش تعصب آميزش به مذاهب اسلامى، نقش یک مؤسس را در جريان سلفى به وى داده است؛ولى بايد توجه داشت كه پيش از وى نيز شخصيت‌هايى چون بربهارى (م.329ق) و برخى حنبليان تندرو چنين ديدگاه‌هايى داشته‌اند اما هیچ یک مثل وی تا این مقدار بر حیات جامعه اسلامی تاثیر نداشته تا جایی که همانگونه که بیان خواهد شد غده سرطانی وهابیت امروزه که بر جان مسلمانان بلکه جهانیان افتاده است فرزند نا خلف این افکار وآراء انحرافی وی می باشد.

علم غيب اولياى الهى در قرآن مجيد
علم غيب اولياى الهى در قرآن مجيد

مساله علم غیب از مسال چالش برانگیز میان شیعیان و وهابیت می باشد که در این مقاله با نگاه قرآنی به این مساله پرداخته شده است.



v>