مقام اهل بیت ع از منظر قرآن و کتب اهل سنت

مقام اهل بیت ع از منظر قرآن و کتب اهل سنت image

314 0
1399/8/20

مقام اهل بیت ع از منظر قرآن و کتب اهل سنت

 مقام اهل بیت علیهم السلام از منظر قرآن و بر پایه شرح روایتی از کتاب المستدرک علی الصحیحین 

مقدمه

در کتاب های معتبر اهل سنت روایتی به چشم می خورد که علاوه بر وجود مضمون این روایت در کتاب های شیعه[1]که نشان می دهداین روایت واین مطلب یک مطلبی اسلامی و فرا مذهبی است ،می توان در بحث مقامات اولیای الهی و انسان کامل از این روایت بهره های فراوانی برد که ذیلا مواردی را در شرح گوشه ای از این روایت در باره مقامات اهل بیت علیهم السلام بیان خواهیم کرد.

روایت سجود حضرت یحیی در شکم مادر برای حضرت عیسی-علیهما السلام

در کتاب المستدرک على الصحيحين  جلد 2 صفحه 648روایت 4156 در روایت مفصلی که در ادامه فقط شاهد مطلب نقل می شودآمده است که پیامبر ص در تفسیر آیه شریفه   39 سوره مبارکه آل عمران که می فرماید( مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ )پس از بیان این معجزه الهی که حضرت مریم سلام الله علیها با قدرت الهی وبه صورت معجزه آسایی به حضرت عیسی علیه السلام  باردار شدند ،خواهر ایشان که همسر زکریای نبی علیه السلام بود به ایشان می گوید:

« يَا مَرْيَمُ أَشَعَرْتِ أَنِّي حُبْلَى؟ فَقَالَتْ مَرْيَمُ أَيْضًا: أَشَعَرْتِ أَنِّي حُبْلَى، فَقَالَتِ امْرَأَةُ زَكَرِيَّا: فَإِنِّي وَجَدْتُ مَا فِي بَطْنِي يَسْجُدُ لِلَّذِي فِي بَطْنِكِ فَذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ.. . »

 اي مريم آيا احساس كردى كه من باردار شدم؟وحضرت مريم هم در پاسخ ایشان همین سوال را از وی پرسیدند ودر این زمان ایشان به حضرت گفتند که متوجه شدم که جنینی که در شکم دارم برای طفلی که در شکم داری سجده می کند(واین باعث شد بدانم که شما باردار هستید).

بعد پیامبر فرمودند که مقصود از شریفه:

 « أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ  »

 ( و هنگامى كه زكريا در محراب ايستاده ، مشغول نيايش بود، فرشتگان او را صدا زدند كه :) خدا تو را به يحيى بشارت مى دهد، (كسى ) كه كلمه خدا (مسيح ) را تصديق مى كند.

مقصود از «مُصَدِّقًا- تصديق کننده» همان ادراک حضرت یحیی وسجده ایشان برای حضرت عیسی علی نبینا وآله وعلیه السلام می باشدكه نشان تصىيق وايمان أورىن به نبوت ايشان كه صاحب شريعت واز انبياى اولو العزم خواهد بود مي باشد.  

مولف کتاب جناب حاکم نیشابوری که خود از استوانه های رجالی وحدیثی تاریخ اهل سنت است درباره اعتبار این روایت می نویسد:

«هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ مُسْلِمٍ وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ»

این روایت شروط لازم نقل روایت در صحیح مسلم-مهمترین کتاب روائی اهل سنت پس از صحیح بخاری-را دارد.

 وذهبی که باز خود در نزد اهل سنت در رجال وحدیث مقام علمی اش کمتر از حاکم نیست براین نظر صحت نهاده واین اعتبار و شرط را تایید می کند.

با اين مقدمه به اختصار برخى از نكاتى كه از اين روايت استفاده مى شود تقديم خواننده گرامی می شود:

جواب شبهه حالات مختلف اهل بیت در شکم مادر

 نکته مهمی که از این روایت استفاده می شود جواب شبهه معروفی هست که وهابیت می گوید:

شیعیان در اعتقاد به مقامات اهل بیت علیهم السلام غالی هستند وبه این جهت شیعه را تکفیر می کنند و مثلا وقتی می گوییم روایاتی هست که حضرت صدیقه در شکم مادر با ایشان سخن می گفتند ویا حضرت علی علیه السلام در شکم مادر چنین حالاتی داشتند[2]می گویند این حرف ها غلو هست وهیج دلیل معتبر ندارد وچه گونه می شود جنینی در شکم بتواند با عالم خارج از رحم ارتباط برقرار کند ویا درکی از فضای بیرون داشته باشد؛اما با این روایت معتبر که در کتب فریقین در باره تفسیر یکی از آیات قرآن مجیدذکر شده به بطلان این حرف های وهابیت و بعد ودوری آنها از فهم ودرک معارف بلند قرآن واسلام پی می بریم.

تایید کلمه الهی بودن اهل بیت علیهم السلام

در قرآن مجید خداوند متعال به ما می آموزد که برخی از افراد جزو کلمات الهی اند به این معنی که همانگونه که انسان وقتی می خواهد امر باطنی و مخفی را به فرد دومی منتقل کند گاهی از زبان خود استفاده کرده وبا به کار بردن کلماتی مفهومی را به وی منتقل می کند؛گاهی هم به تعبیری با زبان بدن هم این مفهوم را منتقل می نماید.

خداوند متعال هم گاهی برای  نمایاندن قدرت خود به خلق ،بوسیله آفرینش برخی از موجودات قدرت نمایی کرده و مفهومی را به مخلوقات خود منتقل می نماید؛ مثلا حضرت مسیح علیه السلام را بدون پدر آفریده و در سوره نساء آیه  171می فرماید:

 «إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ »

مسيح عيسى بن مريم فقط فرستاده خدا و كلمه (و مخلوق ) او است .

ویا در همین روایت که تفسیر آیه 39 سوره آل عمران هست،خداوند متعال در این آیه می فرماید:

«فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ »

  و هنگامى كه او در محراب ايستاده ، مشغول نيايش بود، فرشتگان او را صدا زدند كه : خدا تو را به يحيى بشارت مى دهد، (كسى ) كه كلمه خدا (مسيح ) را تصديق مى كند، و رهبر خواهد بود، و از هوسهاى سركش بر كنار، و پيامبرى از صالحان است .

بنا براين روشن شد كه انسان مى تواند كلمه اى از كلمات الهى بشود  كه در فصول آتى به شرح مختصر اين مطلب در بيان مقامات اهل بيت عليهم السلام پداخته خواهد شد.

تاييد توسل حضرت آدم به پنج تن آل عبا

مطلبى كه بيان شد توضيحى مى شود بر اخبارى كه باز در كتاب هاى فريقن ذيل برخى از آيات قرآن مجيد بيان شده است.

مثلا در تفسير آيه شريفه 37 سوره مباركه بقره آمده كه مقصود از «کلملات» در این شریفه که می فرماید:

« فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ »

 آدم از پروردگار خود كلماتى دريافت داشت ،( سخنانى مؤ ثر و دگرگون كننده) ، و با آن توبه كرد.

پنج تن آل عبا هستند هما نگونه که در کتاب شریف کافی ج 8 ص 305از کتب اربعه معتبر ما ویا تفسیر دانشمند پر آوازه اهل سنت جناب سیوطی الدر المنثور  ج 1   ص 147ذيل اين شريفه بيان شده است كه حضرت آدم عليه السلام  به پنج تن آل عبا توسل كرده وبوسيله اين كلمات( ذوات مقدس)مورد غفران و رحمت الهى واقع شدند:

« ( فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلِماتٍ )  قَالَ سَأَلَه بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وعَلِيٍّ والْحَسَنِ والْحُسَيْنِ وفَاطِمَةَ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِمْ »

 واین معنی خود کتابی می خواهد که گوشه ای از اسرار این واقعه را بیان کند که آدم چگونه این ذوات مقدس را می شناخت واین ذوات مقدس چه جایگاهی در آن ملأ اعلی داشته ودارند و.. که البته از حوصله این مختصر خارج است.

توسل ابراهیم خلیل الرحمن به چهارده معصوم علیهم السلام

همچنین این روایت تاییدی است بر روایاتی که بیان می کنند که مقصود از کلماتی که در سوره مبارکه  بقرةآیه شریفه 124 که باز بحث کلمات را پیش کشیده می فرماید:

«وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا »

 (به خاطر بياوريد) هنگامى كه خداوند ابراهيم را با وسائل گوناگونى آزمود، و او بخوبى از عهده آزمايش بر آمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم  .

یعنی خداوند مقام امامت را به خلیل الرحمن می دهد زمانی که وی را بوسیله این کلمات آزمود واو از این امتحان سر افراز بیرون می آید.

   با این تفاوت که در باره حضرت آدم فرمود (فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ)اما درباره حضرت خلیل الرحمن تعبیر تغییر می کند و می فرماید(بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ)واین اتمام همان است که حضرت صادق علیه السلام -همانگونه که در کتاب های مهمی مثل  خصال    شيخ  صدوق   ص 304آمده که- این اتمام مربوط به هفت معصوم واتمام چهارده نور بوده است ومعرفتشان نسبت به حضرت آدم متفاوت بود.

که البته بازاین خود شرح مفصل می خواهد که چرا انبیای اولو العزم هم به این ذوات متوسل می شوند و به برکت این ذوات نورانی به کمالات الهی می رسند و...؟

مسجود یحیی ماموم مهدی آل محمد علیهم السلام

باز از نکاتی که می توان از این روایت شریف استفاده نمود وتاییدی بر مطالب پیش گفته خواهد بود آنکه حضرت عیسی علیه السلام که خود از اولو العزم وحجت بر زكرياى بشارت داده شده به حضرت يحيى عليه السلام و مسجود یکی از انبیای الهی- حضرت یحیی علیه السلام -است خود در وقت ظهور مهدی آل محمد علیهم الصلاه والسلام ماموم وتابع حضرتش خواهند بود  همانگونه که در روایات معتبر فریقین و در مهمترین کتاب های روایی اسلامی این مطلب بیان شده است ومثلا در کتاب صحيح  بخارى  ج3 ص1272 مى خوانيم:

« قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم كَيْفَ أَنْتُمْ إذا نَزَلَ بن مَرْيَمَ فِيكُمْ وَإِمَامُكُمْ مِنْكُمْ »

 

شمار ا چه گونه می شود هنگامی که عیسی مسیح نازل شده وامام شما از خود شما(مسلمانان)خواهد بود(وعیسی ماموم آن امام باشد).

  عظمت این کلمات (ذوات مقدس) قابل درک نیست

آخرین نکته ای که در این مختصر ذکر خواهد شداین که باز می توان ازاین روایت استفاده نمود که خداوند متعال وقتی از این کلمات بحث می نماید ومثلا در سوره لقمان آيه شريفه 27 می فرماید:

 « وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »

اگر درختان زمين قلم گردند ، و دريا مركب ، و هفت دريا بر آن افزوده شود ، كلمات خدا را نمىتوان با آن نوشت(واحصا نمود)

وهمانطور كه براى اهل تحقيق روشن است ، منظور از لفظ « سبعه » در اين آيه وامثال اين تعابير در عربى عدد مخصوص هفت نيست بلكه مقصوى از آن كثرت است ؛استفاده مى شود كه اگر هزاران هزار دريا نيز مركب گردد ، نمى توان فضل این کلمات خداوند را با آن نگاشت ؛واين شريفه همان معنى روايات بسيارى هست كه در كتاب هاى فريقين با تعابير گوناگون نقل شده است  كه هیچ کس نمی تواند به کنه معرفت این ذوات مقدس  پی برد  وچه خوب جناب حافظ بیان کرده است که:

 عنقا شکار کس نشود دام بازچین

                کانجا همیشه باد بدست است دام را

در آخر ما هم از باب تاسی به سنت پیامبران الهی از خداند متعال می خواهیم که به برکت این کلمات الهی واین ذوات مقدس ما را لایق درک گوشه ای از مقامات بی کرانشان نماید وما را از الطاف ودعای خیرشان محروم ننماید.

 

 

[1] -ر.ش: التفسير الصافي - الفيض الكاشاني - ج 1 ص 334.

 

 

[2] -همانگونه که برخی از علمای اهل سنت مثل جناب شبلنجی در نور الابصار در فصلی که در نقل مناقب ومفضائل حضرت علی علیه السلام در این کتاب ص 158 بیان کرده است می نویسد.  

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.


آخرین مطالب سایت


ريشه تاريخی منع زیارت مزارو تبرک و توسل به اولیا
ريشه تاريخی منع زیارت مزارو تبرک و توسل به اولیا

فرقه وهابيت بر اين باور هستند که انسان بعد از مردن، درک و شعور خاصی ندارد؛ از اين رو نمی‌تواند صدای کسی را بشنود و پاسخگو و شفیع وی باشد. بر هيچ كسی پوشيده نيست كه هدف وهابيت و ابن تیمیه-تئوریسین این تفکر- از اين سخن و اعتقاد ، زير سؤال بردن اعمال و رفتار تمام مسلمانان در زيارت قبر پيامبر (ص)، ائمه اطهار (ع) و ديگر انبیا و اوليا و بندگان صالح خداوند متعال است؛ با این بیان كه آن‌ها صدای ما را نمی‌شنوند، بنابراین قدرت پاسخگویی نیز ندارند. البته گرچه پيش از ابن تيميه نيز شخصيت‌هايى چون عز بن عبدالسلام و محمد بربهارى (م.329ق.) و برخى حنبليان تندرو چنين ديدگاه‌هايى نیز داشته اند؛ اما هیچ یک مثل وی تا این مقدار بر حیات جامعه اسلامی تاثیر نداشته تا جایی که غده سرطانی وهابیت امروزه که بر جان مسلمانان بلکه سایر جهانیان افتاده است فرزند نا خلف این افکار وآراء انحرافی وی می باشد؛اما با این همه باید ریشه تاریخی چنین تفکراتی را در همان سده های نخستین تاریخ اسلام و حاکمان جور وغاصبان مسند خلافت نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم جستجو کرد که در این مختصر به ذکر دو نمونه اکتفا می شود.

ابن تيمه شيخ الإسلام وهابيت
ابن تيمه شيخ الإسلام وهابيت

آراء و فتاواى وى درباره توحيد، زيارت قبور و تبرک و توسل و شفاعت ، مبناى نگرش وهابيت در مسائل مختلف قرار گرفته است. هر چند آراء شاذ و تندروانه ابن‌ تيميه درباره اين موضوعات و در عين حال نگرش تعصب آميزش به مذاهب اسلامى، نقش یک مؤسس را در جريان سلفى به وى داده است؛ولى بايد توجه داشت كه پيش از وى نيز شخصيت‌هايى چون بربهارى (م.329ق) و برخى حنبليان تندرو چنين ديدگاه‌هايى داشته‌اند اما هیچ یک مثل وی تا این مقدار بر حیات جامعه اسلامی تاثیر نداشته تا جایی که همانگونه که بیان خواهد شد غده سرطانی وهابیت امروزه که بر جان مسلمانان بلکه جهانیان افتاده است فرزند نا خلف این افکار وآراء انحرافی وی می باشد.

علم غيب اولياى الهى در قرآن مجيد
علم غيب اولياى الهى در قرآن مجيد

مساله علم غیب از مسال چالش برانگیز میان شیعیان و وهابیت می باشد که در این مقاله با نگاه قرآنی به این مساله پرداخته شده است.



v>