مقدمه اى در علوم غيبى ائمه واولياى الهى«ع»

مقدمه اى در علوم غيبى ائمه واولياى الهى«ع» image

198 0
1399/11/5

مقدمه اى در علوم غيبى ائمه واولياى الهى«ع»

 

مقدمه اى در علوم غيبى ائمه واولياى الهى عليهم السلام

مقدمه

از ديدگاه شيعه، يكي از صفات و ويژگيهای امامان معصوم عليهم السلام،‌ غيب دانستن آنان است كه يك مسأله اعطايی از جانب خداوند به آنان می باشد؛ همانگونه كه خداوند برای پیامبران عليهم السلام اين علم را تعليم داده‌است.بنابراین علوم غيبى پيامبران و ائمه عليهم السلام استقلالى نيست، بلكه به تعليم الهى است.

اعتقاد شيعه به عدم استقلالى بودن دانستن اين علوم غيبى

 از اين جهت است كه شيخ مفيد رحمة الله عليه در كتاب «اوائل المقالات» تحت عنوان «القول في علم الأئمة (ع) بالضمائر والكائنات وإطلاق القول عليهم بعلم الغيب وكون ذلك لهم في الصفات» باز كرده و راجع به علم غيب ائمه عليهم السلام اين‌گونه توضيح داده است:

وأقول: إن الأئمة من آل محمد (ص) قد كانوا يعرفون ضمائر بعض العباد ويعرفون ما يكون قبل كونه ، وليس ذلك بواجب في صفاتهم ولا شرطا في إمامتهم ، وإنما أكرمهم الله تعالى به وأعلمهم إياه للطف في طاعتهم و التمسك بإمامتهم ، وليس ذلك بواجب عقلا ولكنه وجب لهم من جهة السماع . فأما إطلاق القول عليهم بأنهم يعلمون الغيب فهو منكر بين الفساد ، لأن الوصف بذلك إنما يستحقه من علم الأشياء بنفسه لا بعلم مستفاد ، وهذا لا يكون إلا الله - عز وجل - ، وعلى قولي هذا جماعة أهل الإمامة إلا من شذ عنهم من المفوضة ومن انتمى إليهم من الغلاة.[1]

همانا ائمه از آل پيامبر صلي الله عليه وآله،‌ ضمائر برخي بندگان را مي‌دانست و آنچه را قبل از اين‌كه به وجود آيد مي‌دانست؛ اما اين علم از صفات وجوبي آنان و شرط امامت شان نيست؛‌ بلكه خداوند آنان را به واسطه اين علم گرامي داشته و به خاطر لطف در اطاعت آنها و تمسک به امامتشان، به آنان تعليم داده است. واين علم از جهت عقلي براي آنان واجب نيست؛‌ اما از سماع براي آنان واجب شده است؛ اگر به صورت مطلق بگوييم ائمه مستقلاً‌ و بدون تعليم الهي علم غيب مي‌دانند،‌ اين قول منكر و بين فساد است؛ چرا كه اين چنين توصيفي مستحق كسي است‌كه اشياء را به علم خودش بداند نه به علم مستفاد؛ واين نوع علم تنها ويژه خداوند است. و بر اين عقيده من (كه ائمه علم غيب اسقلالي نداشتند) تمام اماميه هم عقيده هستند،‌ مگر تعداد اندكي از آنها مانند مفوضه و كساني‌كه خود را به آنها منسوب مي‌دانند همانند غاليان.

 

 

روایات شیعه در این باب

وناگفته پیداست که این تعبیر شیخ مفید قدس سره متخذ از لسان اخبار اهل بیت علیهم السلام می باشد ولذاست که در  نهج البلاغه می خوانیم که حضرت علی علیه السلام وقتی که بعضی از اخبارات آتی را بیان می فرموده و از آینده خبر می دادند و یکی از اصحاب به ایشان می گوید که (این علم غیب هست که شما دارید؟)می فرمایند که این علم غیب-ذاتی- نیست بلکه علم- غیبی هست -که ذات اقدس الهی به ما آموخته است:

يَا أَحْنَفُ كَأَنِّي بِه وقَدْ سَارَ بِالْجَيْشِ.. فَقَالَ لَه بَعْضُ أَصْحَابِه - لَقَدْ أُعْطِيتَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عِلْمَ الْغَيْبِ - فَضَحِكَ ( ع ) وقَالَ لِلرَّجُلِ وكَانَ كَلْبِيّاً - يَا أَخَا كَلْبٍ لَيْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ - وإِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْمٍ - وإِنَّمَا عِلْمُ الْغَيْبِ عِلْمُ السَّاعَةِ - ومَا عَدَّدَه اللَّه سُبْحَانَه بِقَوْلِه - * ( إِنَّ الله عِنْدَه عِلْمُ السَّاعَةِ - ويُنَزِّلُ الْغَيْثَ ويَعْلَمُ ما فِي الأَرْحامِ - وما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً - وما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ ) * الآيَةَ - فَيَعْلَمُ اللَّه سُبْحَانَه مَا فِي الأَرْحَامِ - مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وقَبِيحٍ أَوْ جَمِيلٍ - وسَخِيٍّ أَوْ بَخِيلٍ - وشَقِيٍّ أَوْ سَعِيدٍ - ومَنْ يَكُونُ فِي النَّارِ حَطَباً - أَوْ فِي الْجِنَانِ لِلنَّبِيِّينَ مُرَافِقاً - فَهَذَا عِلْمُ الْغَيْبِ الَّذِي لَا يَعْلَمُه أَحَدٌ إِلَّا اللَّه - ومَا سِوَى ذَلِكَ فَعِلْمٌ - عَلَّمَه اللَّه نَبِيَّه ( ص ) فَعَلَّمَنِيه - ودَعَا لِي بِأَنْ يَعِيَه صَدْرِي - وتَضْطَمَّ عَلَيْه جَوَانِحِي.[2]

 [يكى از اصحابش به او گفت: يا امير المؤمنين، شما را علم غيب داده اند. امام (ع) خنديد و به آن مرد، كه از قبيله كلب بود، چنين فرمود:] اى مرد كلبى اين علم غيب نيست. بلكه چيزى است كه از صاحب علمى آموخته شده. علم غيب علم به زمان قيامت است و آنچه خدا در اين آيه برشمرده: «خداست كه علم زمان قيامت در نزد اوست». اوست كه مى داند، كه در رحمهاى زنان چگونه فرزندى است. پسر است يا دختر، زشت است يا زيبا، سخاوتمند است يا بخيل، بدبخت است يا نيكبخت، هيزم آتش دوزخ است يا در بهشت، همنشين پيامبران. اين است علم غيبى كه جز خدا آن را نداند. جز اينها، علمى است كه به پيامبرش آموخته و او نيز به من آموخته است. و از خدا خواسته كه سينه ام آن را در خود حفظ كند و دلم در درون خود جاى دهد.

 

 و همچنین در حديث موثقی[3] از امام صادق ع  در الكافي  شيخ كليني ج 1 ص 257مىخوانيم كه يكى از ياران ایشان سؤال كرد : آيا امام علم غيب مىداند ؟ قال : لا ، و لكن اذا اراد ان يعلم الشيء اعلمه اللَّه ذلك : « فرمود : نه ، امام علم غيب را ( ذاتا ) نمىداند ، ولى هنگامى كه اراده كند چيزى را بداند خدا به او تعليم مىدهد »

بنابراین اصل ثبوت وقبول وجود علوم غیبی برای انبیا واولیای الهی-همانگونه که در مقالات دیگر سایت به تفصیل بیان شده است- از بدیهیات می باشد وهیچ مسلمانی نمتواند آن را انکار کند اما در مقابل وهابیت  شیعه را به سبب قول به این اعتقاد آن را تکفیر کرده اند.

نمونه ای از روایات اهل سنت در این باب

یکی از فضائل بی نظیر امیرالمومنین علیه السلام گفتن "سلونی" بر منبر است. حضرت فرمودند: از هر چه می خواهید از من بپرسید، و این خود شاهد بر علوم غیبی حضرت و احاطه ایشان بر تمام علوم دنیوی و اخروی است، که اگر کسی این قدرت علمی را  نداشته باشد با زدن چنین سخنانی به سرعت مفتضح می شده رسوا خواهد شد-همانگونه که کتاب های فریقین در باره افراد غیر معصومی که چنین سخنانی را بر زبان آورده اند مطالب مختلفی ذکر شده است-جالب آنکه این روایات با سند های مختلف ومعتبرى ذکر شده است برای نمونه در کتاب  جامع بيان العلم وفضله تالیف جناب ابن عبدالبر(م 463هـ) ج1 صص383-  384با سند معتبر از صحابی جلیل القدر جناب عامر ابن واثله(معروف به ابو الطفیل) رضوان الله تعالی علیه نقل می کند که فرمود:

 شَهِدْتُ عَلِیًّا , وَهُوَ یَخْطُبُ , وَهُوَ یَقُولُ: «سَلُونِی , وَاللَّهِ لَا تَسْأَلُونِی عَنْ شَیْءٍ یَکُونُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ إِلَّا حَدَّثْتُکُمْ بِهِ»

  حاضر وشاهد بودم که علی علیه السلام خطبه می خواند و می گفت: از من سوال کنید، به خدا سوگند! از هر چه که تا روز قیامت به وجود مى‏ آید و اتفاق مى‌افتد، سؤال نمى ‏کنید، مگر این که تمام آن‌ها را پاسخ مى‏ گویم.

 محقق کتاب جناب زهیری در پاورقی کتاب تصریح می کند که سند روایت صحیح ومعتبر می باشد.

ابن عبد الوهاب وتکفیر مسلمانان به سبب این اعتقاد

 ومثلا ابن عبد الوهاب با نقل عبارتی از ابن قیم-شاگرد ابن تیمیه-تصریح می کند که هرکس بگوید چیزی از علوم غیبی را دارا هست بدون شک وی کافر می باشد:

وی در حالی این ادعا را مطرح کرده که در کتاب وسنت وعقل واجماع مسلمانان به صراحت اطلاع برعلوم غیبی را  برای برخی از بندگان برگزیده خداوند از پیامبران و اولیای الهی نقل شده و از مسلمات اسلامی به حساب آورده شده است .

 

 

[1]- أوائل المقالات، ص67.

[2] - نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) ( تحقيق صالح ) - ص 186.

 

[3] - مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول - العلامة المجلسي - ج 3 ص 117

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.


آخرین مطالب سایت


ريشه تاريخی منع زیارت مزارو تبرک و توسل به اولیا
ريشه تاريخی منع زیارت مزارو تبرک و توسل به اولیا

فرقه وهابيت بر اين باور هستند که انسان بعد از مردن، درک و شعور خاصی ندارد؛ از اين رو نمی‌تواند صدای کسی را بشنود و پاسخگو و شفیع وی باشد. بر هيچ كسی پوشيده نيست كه هدف وهابيت و ابن تیمیه-تئوریسین این تفکر- از اين سخن و اعتقاد ، زير سؤال بردن اعمال و رفتار تمام مسلمانان در زيارت قبر پيامبر (ص)، ائمه اطهار (ع) و ديگر انبیا و اوليا و بندگان صالح خداوند متعال است؛ با این بیان كه آن‌ها صدای ما را نمی‌شنوند، بنابراین قدرت پاسخگویی نیز ندارند. البته گرچه پيش از ابن تيميه نيز شخصيت‌هايى چون عز بن عبدالسلام و محمد بربهارى (م.329ق.) و برخى حنبليان تندرو چنين ديدگاه‌هايى نیز داشته اند؛ اما هیچ یک مثل وی تا این مقدار بر حیات جامعه اسلامی تاثیر نداشته تا جایی که غده سرطانی وهابیت امروزه که بر جان مسلمانان بلکه سایر جهانیان افتاده است فرزند نا خلف این افکار وآراء انحرافی وی می باشد؛اما با این همه باید ریشه تاریخی چنین تفکراتی را در همان سده های نخستین تاریخ اسلام و حاکمان جور وغاصبان مسند خلافت نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم جستجو کرد که در این مختصر به ذکر دو نمونه اکتفا می شود.

ابن تيمه شيخ الإسلام وهابيت
ابن تيمه شيخ الإسلام وهابيت

آراء و فتاواى وى درباره توحيد، زيارت قبور و تبرک و توسل و شفاعت ، مبناى نگرش وهابيت در مسائل مختلف قرار گرفته است. هر چند آراء شاذ و تندروانه ابن‌ تيميه درباره اين موضوعات و در عين حال نگرش تعصب آميزش به مذاهب اسلامى، نقش یک مؤسس را در جريان سلفى به وى داده است؛ولى بايد توجه داشت كه پيش از وى نيز شخصيت‌هايى چون بربهارى (م.329ق) و برخى حنبليان تندرو چنين ديدگاه‌هايى داشته‌اند اما هیچ یک مثل وی تا این مقدار بر حیات جامعه اسلامی تاثیر نداشته تا جایی که همانگونه که بیان خواهد شد غده سرطانی وهابیت امروزه که بر جان مسلمانان بلکه جهانیان افتاده است فرزند نا خلف این افکار وآراء انحرافی وی می باشد.

علم غيب اولياى الهى در قرآن مجيد
علم غيب اولياى الهى در قرآن مجيد

مساله علم غیب از مسال چالش برانگیز میان شیعیان و وهابیت می باشد که در این مقاله با نگاه قرآنی به این مساله پرداخته شده است.



v>