وضو پیامبر (ص) چگونه بوده است ؟

وضو پیامبر (ص) چگونه بوده است ؟  image

197 0
1399/7/22

وضو پیامبر (ص) چگونه بوده است ؟

حضرت رسول(ص) به چه صورتی وضوء می گرفتند؟همانندوضوی امروزی شیعیان یا همانند اهل سنت بوده است؟

 

{يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ ..} [المائدة: 6]

بحث خلافی وضو در دو موضوع کیفیت شستن دستان وشستن ویا مسح سر وپا در وضو هست که در دو قسمت به این موضوع پرداخته می شود:

1-کیفیت شستن دستان:

شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که در آیه شریفه راجع به جهت شستن که از انگشتان به سوی آرنج باشد و یا بالعکس، صحبتی نشده است و آیه فقط مقدار لازم را بیان کرده است. یعنی شستن دست تا مچ کافی نیست و تا کتف لازم نیست، بلکه باید تا آرنج شسته شود. امام اوحدی از مفسران بزرگ مخالفین در تفسیر این آیه می آورد:

وقوله: {وأيديكم إلى المرافق} هي جمع مرفق، وهو المكان الذي يرتفق به، أي: يتكأ عليه من اليد، وكثير من النحويين يجعلون إلى ههنا: بمعنى مع، ويوجبون غسل المرفق، وهو مذهب أكثر العلماء.

مرافق جمع مرفق  است . یعنی  جایی از دست که بر ان تکیه داده  می شود . و شمار زیادی از  اهل نحو الی المرافق را  مع المرافق دانسته اند . به این معنی که دست همراه مرفق (ارنج ) شسته  می شود . و این مذهب بیشتر علما می باشد.

الوسيط في تفسير القرآن المجيد- المؤلف: أبو الحسن علي بن أحمد بن محمد بن علي الواحدي، النيسابوري، الشافعي (المتوفى: 468هـ) ج 2 ص 159

اما شیعه از طریق روایات اهل بیت(ع) که وضوی رسول الله (ص) را توضیح داده اند، متوجه شده است که شستن باید از بالا به پایین و از آرنج به سوی انگشتان باشد و بالعکس صحیح نیست. ولی در روایات اهل سنت توضیحی راجع به این مساله  نرسیده است. لذا مذهب اهل سنت هر جور شستن را چه از بالا به پایین و چه از پایین به بالا باشد را صحیح می دانداگر چه می گویند: ابتدا از انگشتان افضل است.[1]

اما نزد  شیعه روایت معتبر ومشهوری وجود دارد که در کتاب های فقهی به آن استدلال شده است ،  حضرت امام باقر (ع) کیفیت وضوی پیامبر ص را تعلیم داده و می فرماید :

..ثُمَّ غَمَسَ يَدَه الْيُسْرَى فَغَرَفَ بِهَا مِلأَهَا ثُمَّ وَضَعَه عَلَى مِرْفَقِه الْيُمْنَى وأَمَرَّ كَفَّه عَلَى سَاعِدِه حَتَّى جَرَى الْمَاءُ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِه ثُمَّ غَرَفَ بِيَمِينِه مِلأَهَا فَوَضَعَه عَلَى مِرْفَقِه الْيُسْرَى وأَمَرَّ كَفَّه عَلَى سَاعِدِه حَتَّى جَرَى الْمَاءُ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِه

..پس دست چپ را در آب كردند و او را پر از آب كردند و بر مرفق {بكسر ميم و فتح فا يا بر عكس }كشيدند (يعنى دست را با آب به زير آوردند و دست بر دست كشيدند) تا آن كه آب را بر سرهاى انگشتان جارى ساختند..

الكافي ( مُشَكَّل ) - الشيخ الكليني - ج 3 ص 25

علامه مجلسی در مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول - العلامة المجلسي - ج 13 ص 77می نویسند:

الحديث الرابع : «حسن كالصحيح

همچنین بزرگان وفقهادر کتاب های فقهی به این روایت شریف استدلال وصحت آن را متذکر شده اندکه به برخی از این کتاب ها اشاره می شود:

كتاب الطهارة ( ط.ق ) - الشيخ الأنصاري - ج 1 ص 113

مصباح الفقيه - آقا رضا الهمداني - ج 2 ص 321

العمل الأبقى في شرح العروة الوثقى - السيد علي الحسيني الشبر - ج 2 ص 122

شرح نجاة العباد - آخوند ملا أبو طالب الأراكي - ج 1 ص 253

مصباح الهدى في شرح عروة الوثقى - الشيخ محمد تقي الآملي - ج 3 ص 254

جامع المدارك - السيد الخوانساري - ج 1 ص 40

مهذب الأحكام في بيان الحلال والحرام - السيد عبد الأعلى السبزواري - ج 2 ص 334

فقه الصادق ( ع ) - السيد محمد صادق الروحاني - ج 1 ص 252

2-مسح پاها:

همامگونه که از ظاهر قرآن آشکار ونمایان است  ظاهر آیه شریفه بر مسح سر و پا دلالت دارد ونیازی به ارائه مصدر نیست ولی با این حال به یک روایت معتبر که در سنن ابن ماجه یکی از صحاح سته آمده اشاره می شود،راوی می گوید:

کنت جالسا عند النبي صلى الله عليه وسلم فقال .. كما أمره الله تعالى يغسل وجهه ويديه إلى المرفقين ويمسح برأسه ورجليه إلى الكعبين.

یعنی راوی میگه کنار پیامبر بودم که حضرت ص در باره وضو بیان فرمودند که وضوی قرآنی آنست که شخص دست وصورت خود را شسته وسر وپاهای خود را مسح کند.

البانی ازبزرگان سلفیت هم روایت را صحیحه دانسته است.

صحيح الترغيب والترهيب (1 / 93) ، صحيح أبي داود (804)-صحيح وضعيف سنن ابن ماجة (2/ 32، بترقيم الشاملة آليا)

 

حاكم نيشيابوري در کتاب المستدرک با سند صحیح روایت دیگری از رسول خدا (ص) نقل می کند رسول خدا (ص) برای وضوء پای مبارک خود را مسح می کردند.[2]  حاكم و ذهبی  روایت را صحیح دانسته اند.[3]

 

احمد بن حنبل در کتاب مسند خود از تميم مازني روایت می کند که می گفت :

 «رسول خدا (ص) را دیدم  که هنگام وضوء پای خود را مسح می کردند»[4]

شعيب الارنؤوط محقق سلفی در تحقیق خود بر کتاب مسند احمد بن حنبل این روایت را صحیح دانسته است . [5]

ابی بکر الشافعی در کتاب "الغیلانیات"  از ابن عباس نقل می کند:

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ غَالِبٍ قَالَ: حَدَّثَنِی عَبْدُ الصَّمَدِ، قَالَ ثنا وَرْقَاءُ، عَنْ زَیْدِ بْنِ أَسْلَمَ، عَنْ عَطَاءِ بْنِ یَسَارٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: " أَلَا أُحَدِّثُکُمْ بِوُضُوءِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ؟ قَالَ: فَمَضْمَضَ مَرَّةً، مَرَّةً، وَاسْتَنْشَقَ مَرَّةً مَرَّةً، وَغَسَلَ وَجْهَهُ مَرَّةً، وَیَدَیْهِ مَرَّةً، وَمَسَحَ بِرَأْسِهِ وَرِجْلَیْهِ.

ابن عباس گفت: آیا برای شما از وضو گرفتن پیامبر(ص) خبر ندهم؟ سپس گفت: رسول خدا(ص) دو مرتبه دهانش را با آب شست، دو مرتبه آب در بینی انداخت، یک مرتبه صورت و یک مرتبه دست هایش را شست، آن گاه سر و پایش را مسح کرد.

کتاب الفوائد(الغیلانیات).ج1 ص363.ط دار ابن الجوزی

محقق کتاب "حلمی کامل اسعد عبدالهادی" در مورد سند روایت می نویسد:

حدیث صحیح إسناده حسن رجاله ثقات عدا ورقاء و هو صدوق

درخصوص شستن دست ها از آرنج، برخی مفسران قرآن، واژه «الی» (تا) در آیه وضو را به «مع» (با) تفسیر کرده اند. دانشمند و فقیه سنی مذهب، وهبه الزحیلی می گوید:

 «در نزد تمامی دانشمندان و عالمان - از جمله امامان مذاهب چهارگانه اهل سنت - داخل نمودن دو آرنج در شستن واجب است؛ زیرا حرف «الی» که برای انتهای غایت است در این جا به معنای «مع» می باشد؛ مانند دو آیه:

«وَ یَزِدکُم قُوَّهً إِلی قُوَّتِکُم»[ هود، آیه ۵۲]؛

«لا تَأکُلُوا أَموالَهُم إِلی أَموالِکُم»[ نساء، آیه ۲]

که در این دو نیز «الی» به معنای «مع» (با) است.

وهب زخیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، ج ۱، ص۲۱۸

 

[1] - الْمَسْأَلَةُ الثَّالِثَةُ وَالثَّلَاثُونَ: السُّنَّةُ أَنْ يُصَبَّ الْمَاءُ عَلَى الْكَفِّ بِحَيْثُ يَسِيلُ الْمَاءُ مِنَ الْكَفِّ إِلَى الْمِرْفَقِ، فَإِنْ صَبَّ الْمَاءَ عَلَى الْمِرْفَقِ حَتَّى سَالَ الْمَاءُ إِلَى الْكَفِّ، فَقَالَ بَعْضُهُمْ: هَذَا لَا يَجُوزُ لِأَنَّهُ تَعَالَى قَالَ: وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ فَجَعَلَ الْمَرَافِقَ غَايَةَ الْغَسْلِ، فَجَعَلَهُ مَبْدَأَ الْغَسْلِ خِلَافَ الْآيَةِ فَوَجَبَ أَنْ لَا يَجُوزَ. وَقَالَ جُمْهُورُ الْفُقَهَاءِ: أَنَّهُ لَا يُخِلُّ بِصِحَّةِ الْوُضُوءِ إِلَّا أَنَّهُ يَكُونُ تَرْكًا لِلسُّنَّةِ. تفسير الرازي = مفاتيح الغيب أو التفسير الكبير (11/ 304)

[2] - فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: " إِنَّهَا لَا تَتِمُّ صَلَاةُ أَحَدٍ حَتَّى يُسْبِغَ الْوُضُوءَ كَمَا أَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ، يَغْسِلُ وَجْهَهُ وَيَدَيْهِ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ، وَيَمْسَحُ رَأْسَهُ وَرِجْلَهُ إِلَى الْكَعْبَيْن. المستدرك على الصحيحين للحاكم (1/ 368)

[3] - همان

[4] - رَأَيْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَتَوَضَّأُ وَيَمْسَحُ بِالْمَاءِ عَلَى رِجْلَيْهِ . مسند أحمد ط الرسالة  ج 26 ص 380

[5] - همان - پاورقی

 

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.


آخرین مطالب سایت


برنامه زمانبندی دومین دوره سراسری نقد یمانی
برنامه زمانبندی دومین دوره سراسری نقد یمانی

اطلاعیه دومین دوره نقد مدعی دروغین یمانی سال 1400 (ماه مبارک رمضان1442 هجری)

ابن تيمه شيخ الإسلام وهابيت
ابن تيمه شيخ الإسلام وهابيت

آراء و فتاواى وى درباره توحيد، زيارت قبور و تبرک و توسل و شفاعت ، مبناى نگرش وهابيت در مسائل مختلف قرار گرفته است. هر چند آراء شاذ و تندروانه ابن‌ تيميه درباره اين موضوعات و در عين حال نگرش تعصب آميزش به مذاهب اسلامى، نقش یک مؤسس را در جريان سلفى به وى داده است؛ولى بايد توجه داشت كه پيش از وى نيز شخصيت‌هايى چون بربهارى (م.329ق) و برخى حنبليان تندرو چنين ديدگاه‌هايى داشته‌اند اما هیچ یک مثل وی تا این مقدار بر حیات جامعه اسلامی تاثیر نداشته تا جایی که همانگونه که بیان خواهد شد غده سرطانی وهابیت امروزه که بر جان مسلمانان بلکه جهانیان افتاده است فرزند نا خلف این افکار وآراء انحرافی وی می باشد.

علم غيب اولياى الهى در قرآن مجيد
علم غيب اولياى الهى در قرآن مجيد

مساله علم غیب از مسال چالش برانگیز میان شیعیان و وهابیت می باشد که در این مقاله با نگاه قرآنی به این مساله پرداخته شده است.



v>