پاسخ به هفده اشکال پیروان احمد بصری

پاسخ به هفده اشکال پیروان احمد بصری image

440 0
1399/5/14

پاسخ به هفده اشکال پیروان احمد بصری

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از کاربران بزرگوار سایت برای ما متنی از اتباع احمد اسماعیل بصری (مدعی دروغین یمانی )  ارسال کردند و  از ما خواستند که آن را پاسخ دهیم.

به مقتضی متن که به صورت کلی گویی نوشته شده است ما هم در این مجال به صورت اجمالی پاسخ ها را عرض میکنیم به امید بیدار شدن فریب خوردگانی که به عشق امام عصر«عج» به این فرقه ملحق شده اند و « چون ندیدند حقیقت ، ره افسانه زدند » و به  اشتباه وارد بازار بدل کاران شده اند و  عوض مهدی موعود «عج» دجالی از بصره به آنها معرفی شد.

اما بعد :

شبهه اول :

همبوشی[1] در ابتدای متن خود نوشته است : «و صلّی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلّم تسلیما کثیرا»

میگوییم :‌این نوع صلوات فرستادن نشانه گری خبث باطنی و ناصبی گری موجود در بطن این فرقه ضاله می باشد چرا که با این نوع صلوات فرستادن حضرت صدیقه طاهره «سلام الله علیها» را از محدوده صلوات خارج کردند.

زیرا ترجمه این نوع صلوات آنها بدین شکل است : « و درود بفرست بر محمد و آل محمد که ائمه و مهدیین هستند.» و طبیعتا حضرت صدیقه طاهره«سلام الله علیها» نه از ائمه اطهار«علیهم السلام» می باشند و نه جزء مهدیین؛ پس اگر فردی از فرقه همبوشی بی اطلاع از خباثت این فرقه این نوع صلوات را که هیچگونه اثری از آن در تراث روایی اهل بیت«علیهم السلام» نمی باشد را جایگزین صلوات حقیقی یعنی « اللهم صلی علی محمد و آل محمد»  که حضرت صدیقه طاهره « سلام الله علیها» نیز وارد در محدوده آن می باشند کرده است به خداوند متعال از این بدعت شنیع توبه کرده و طلب پوزش از محضر نورانی مادرسادات «سلام الله علیها » نماید.

 

 

شبهه دوم :

همبوشی میگوید : « سالهاست که آقایان بشارت قرب ظهور میدهند (و البته تا اینجا درست میگویند)اما وقتی کسی به سوی آنها آمد که همه نشانه‌های قائم آل محمد (ص) را آورد، چند دسته شدند»

میگوییم :

اولا : اگر مراد از قرب ظهور بدین معنا باشد که فردی از زمان ظهور مطلع است و بشارت قرب آن را میدهد که شیعه در طول تاریخ خود با چنین افرادی مقابله کرده است. چرا که به عقیده حقه شیعه زمان ظهور حضرت حجت « عجل الله تعالی فرجه الشریف» سِرّی از اسرار قدسی الهی می باشد و به غیر از حضرت حق از کسی آن مطلع نمی باشد.

ثانیا  : اگر مراد از قرب ظهور این است که شیعه امید دارد که هرچه زودتر امر ظهور حضرت امام عصر«عج» فراهم شود و همیشه در حالت آماده باش برای یاری حضرت می باشد که این مورد حتی در زمان اهل بیت علیه السلام نیز بوده است و مراد از قرب قطعا قرب زمانی نمی باشد بلکه منظور قطعیت و حتمیت است.

خداوند متعال در صدر اسلام در رابطه با قیامت فرموده اند که :

إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا ﴿٦﴾ وَنَرَاهُ قَرِيبًا ﴿٧﴾[2]

ترجمه: که این مردم آن روز را بسیار دور (از امکان) بینند. و ما نزدیک (به وقوع) می‌بینیم.

و میبینم که 1400 و اندی سال از این سخن میگذرد و طبق روایات شریفه فاصله زیادی بین دولت کریمه امام عصر«عج» و قیامت موجود است. پس قرب در اینجا نمیتواند قرب زمانی باشد بلکه قرب وقوعی است. و مراد شیعه از قرب ظهور امام زمان «عج» نیز همین است نه اینکه از زمان ظهور مطلع است و بشارت به نزدیکی زمان ظهور میدهند.

ثالثا: اینکه فرمودید که :« وقتی کسی به سوی آنها آمد که همه نشانه‌های قائم آل محمد (ص) را آورد » هیچگونه شخصی با این موصفات به سمت شیعیان نیامده است. بلکه اگر منظور شما احمدبصری می باشد که این فرد نه تنها با مشخصات حجج الهی نیامده است بلکه با صفاتی از قبیل : دروغگویی ،‌تدلیس ، فریبکاری ، خطاها های فاحش علمی ، ادبی ،‌تفسیری و... آمده است که کودکان شیعه نیز متوجه فریبکاری او هستند. که در جای خود مفصل به این موضوع پرداختیم و در کتب نقد این فرقه همانند: « درسنامه نقد جریان احمد بصری» ، « فرقه احمدبصری در بوته نمو و نقد» ، « لوح و قلم» ، « دوازه خورشید» ، « مهدویت خاتمه» و...به تفصیل شرح شده است.

شبهه سوم :

همبوشی میگوید : « برخی گفتند که این شخص کذّاب و ساحر و مجنون و شاعر است و اصلاً حاضر نشدند که ادله این دعوت را بشنوند؛»

میگوییم :

اگر شیعیان این فرد را کذاب میدانند خطا نرفته اند و طبق مستندات فراوان این سخن را مطرح کرده اند. برای مثال احمد بصری مدعی نیابت در عصر غیبت کبری می باشد حال آنکه امام عصر «عج» طی آخرین نامه خود به علی بن محمد سمری « ره» پرونده نیابت خاصه در عصر غیبت کبری را  تا زمان صیحه و خروج سفیانی ملغی اعلام میکنند و میفرمایند:

« بِسْمِ‌ اَللّهِ‌ اَلرَّحْمنِ‌ اَلرَّحِيمِ‌ » اى على بن محمد سمرى خداوند تو را جزاى خير دهد و اجر دوستانت را در بارۀ تو افزون گرداند، تو بیش از شش روزِ آتی، زنده نيستى، اكنون بساطِ امرِ خود را جمع کن و هیچکس را وصى خود قرار نده؛ چراکه دیگر، غيبتِ کامل فرارسيد و ديگر تا مشيت خداوند نخواهد، براى من ظهورى نخواهد بود، و ظهور من بسيار بطول خواهد انجاميد تا آنگاه كه دلها قساوت بگيرد و زمين از جور و فساد پر گردد. پس از من کسانی نزد شيعيانم خواهند آمد که مدعى مشاهده اند، هشدار که هر كس پیش از خروجِ سفيانى و وقوعِ صيحۀ آسمانى، مدعىِ مشاهده گردد، یک دروغگوی افترا زن است و لا حول و لا قوة الا باللّه العلىّ‌ العظيم.[3]

میبینیم که امام عصر « عج» فرمودند : اكنون بساطِ امرِ خود را جمع کن و هیچکس را وصى خود قرار نده؛ چراکه غيبت کامل فرارسيد.

دلالت این فراز از توقیع حضرت مهدی(عج) ، واضح است؛ باتوجه به اینکه علی بن محمد سمری (ره) حائز مقام نیابت خاصه از امام زمان (عج ) بود، آن حضرت سفارش می کند که شیخ سمری(ره)، بساط اینچنین مقامی را جمع کند و به هیچ کسی بعنوان نایب پس از خودش، وصیت نکند تا مبادا کسی مدعی مقام نیابت خاصه پس از وی شود؛ و علت آن دستور را وقوع غیبت دوم که در برخی نسخ آمده: غیبت تامه، قلمداد می فرماید. اینکه آنحضرت «عج» اتمام نیابت خاصه را معلولِ وقوع غیبت تامه قلمداد می کند، یعنی: ذات و خاصیت غیبت تامه همین است که احد الناسی، در هیچ یک از برهه های دوران غیبت کبری، نایب خاص امام نخواهد بود؛ و لذا تمام مدعیان بابیت و رسالت و نیابت خاصه از آنحضرت در دوران غیبت کبری، دروغگو هستند.[4]

همچنین بنابراین توقیع شریف که علامه محقق سید محمدتقی اصفهانی درباره آن  می نویسد:

«علمای ما از دوران صدوق تا به امروز بدین توقیع استناد کرده و بر آن اعتماد کرده اند و احدی از بزرگان ما نه در آن مناقشه نکرده و نه اعتبار آن را زیر سوال برده اند؛ همچنانکه این گفته من بر کسی که در گفته های بزرگان و عالمان تتبع داشته باشد، پوشیده نیست. »[5]

شیعه اجماع دارد که هرکس در عصر غیبت کبری نیابت خاصه امام عصر«عج» را کند فردی کافر است . چنانچه که جناب شیخ الطائفه طوسی «ره» بیان میکند :

شیخ الطائفه طوسی  از معلم شیعه شیخ مفید از عالم والاقدر، علی بن بلال مهلّبی  از آبروی مذهب شیعه و استاد مکتب تشیع در زمانش، جعفر بن محمد بن قولویه  آورده است که ایشان درباره مدعی نیابت: (ابودلف کاتب)، فرمود:

«پس ما او را نفرین کردیم و از او اعلان بیزاری کردیم چراکه: در نظر ما، تمام مدعیان امر پس از سمری(که رحمت خداوند بر او باد)، کافرانی فتنه گر و گمراه گرانی منحرف هستند؛ و توفیق تنها از جانب خداوند است.[6]»

پس این اجماع تمام شیعه از علمای سلف تا به علمای خلف می باشد و اینگونه نیست که همبوشی میگوید این اعتقاد بعد از ادعای دروغین احمدبصری در بین شیعیان به وجود آمده است فتأمل .

شبهه چهارم :

همبوشی میگوید :  برخی گفتند که اصلاً زمان ظهور نیست و امام مهدی (ع) شاید هزار سال دیگر هم نیاید؛ (و با این سخن فتوا دادند که اساساً غیبت امام مهدی پایانی ندارد و نیازی به حضور و ظهور حجت خدا نداریم، چون بزرگان ما میدانند که چطور امت را بدون امام معصوم رهبری و راهنمایی کنند).

میگوییم :

اولا : قطعا اکنون زمان ظهور حضرت مهدی « عج» نمی باشد و این سخن را حتی خود احمدبصری نیز قبول ندارد چرا که دجال بصری خود را یکی از علایم ظهور و از زمینه سازان ظهور میداند . پس ظاهرا نویسنده متن فارغ از بی اطلاعی از عقاید حقه شیعه از عقاید فرقه ای که خود را جز اتباع آن میداند نیز بی خبر است. و العاقبة اللمتقین.

ثانیا: این همبوشی بدون هیچ اطلاعی کلامی را که امام خود در خطبه ملاقات گفته است را تکرار کرده و علمای شیعه را متهم به صدور فتوا به عنوان عدم اتمام غیبت کبری کرده است.

که ما در اینجا از تمام اتباع این فرقه شیطانیه میخواهیم که یک قول از علمای شیعه بیاوردند که فرموده باشند  غیبت کبری تمام شدنی نیست و ظهوری هم در کار نیست چون با وجود  علمای شیعه نیازی به امام عصر«عج» نمی باشد.!!!

و واقعا چقدر باید یک فردی آبرو و شرافت را کنار گذاشته باشد که بتواند چنین اتهام بزرگ و دروغ آشکاری را بر زبان جاری کند.!

شبهه پنجم :

همبوشی میگوید :برخی گفتند که ما قبل از ظهور با کسی (مثل یمانی) بیعت نمیکنیم و فقط خود امام مهدی (ع) را قبول داریم؛ (و با این سخن روایات متعدّدی که در باره مهدی اول و یمانی و قائم اول و لزوم بیعت و همراهی با او آمده را به دیوار کوبیدند و هرگز نگفتند که خود امام مهدی را از چه طریق میشناسند و اگر فرضاً امام مهدی را بشناسید و قبول کنید، آیا بعد از یاری نکردن وصی و فرستاده‌اش او شما را قبول خواهد کرد یا نه؟!)

میگوییم :

اولا : شیعیان با هیچ فردی به غیر از امام عصر عج بیعت نمیکند و امام زمان فعلی حضرت مهدی«عج» می باشد و این تصریح روایات اهل بیت «علیهم السلام» است .

امام صادق«علیه السلام» در حدیث صحیحی میفرمایند :

فَانْظُرُوا عَلَى أَيِّ شَيْ‏ءٍ تَخْرُجُونَ وَ لَا تَقُولُوا خَرَجَ زَيْدٌ فَإِنَّ زَيْداً كَانَ عَالِماً وَ كَانَ صَدُوقاً وَ لَمْ يَدْعُكُمْ إِلَى نَفْسِهِ إِنَّمَا دَعَاكُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ لَوْ ظَهَرَ لَوَفَى بِمَا دَعَاكُمْ إِلَيْهِ إِنَّمَا خَرَجَ إِلَى سُلْطَانٍ مُجْتَمِعٍ لِيَنْقُضَهُ فَالْخَارِجُ مِنَّا الْيَوْمَ إِلَى أَيِّ شَيْ‏ءٍ يَدْعُوكُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع فَنَحْنُ نُشْهِدُكُمْ أَنَّا لَسْنَا نَرْضَى بِهِ وَ هُوَ يَعْصِينَا الْيَوْمَ وَ لَيْسَ مَعَهُ أَحَدٌ وَ هُوَ إِذَا كَانَتِ الرَّايَاتُ وَ الْأَلْوِيَةُ أَجْدَرُ أَنْ لَا يَسْمَعَ مِنَّا إِلَّا مَعَ مَنِ اجْتَمَعَتْ بَنُو فَاطِمَةَ مَعَهُ فَوَ اللَّهِ مَا صَاحِبُكُمْ إِلَّا مَنِ اجْتَمَعُوا عَلَيْهِ إِذَا كَانَ رَجَبٌ فَأَقْبِلُوا عَلَى اسْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ أَحْبَبْتُمْ أَنْ تَتَأَخَّرُوا إِلَى شَعْبَانَ فَلَا ضَيْرَ[7] وَ إِنْ أَحْبَبْتُمْ أَنْ تَصُومُوا فِي أَهَالِيكُمْ فَلَعَلَّ ذَلِكَ أَنْ يَكُونَ أَقْوَى لَكُمْ وَ كَفَاكُمْ‏ بِالسُّفْيَانِيِ‏ عَلَامَةً.[8]

ترجمه:

شما خوب تأمل كنيد كه براى چه هدفى ميشوريد و خروج ميكنيد، نگوئيد زيد شوريد (و ما هم بپيروى از او ميشوريم) زيرا زيد مردى دانا و راست‏گو بود و شما را بخود دعوت نميكرد و غرض‏ شخصى نداشت همانا شما را دعوت ميكرد برضاى از آل محمد (آنكه در خاندان پيغمبر پسنديده خدا است كه به امام بر حق تطبيق مى‏شود يا آنچه را كه خاندان محمد به اتفاق بپسندند و بدان خشنود باشند و اين عنوان هم به امام بر حق تطبيق ميشد).و اگر او پيروز شده بود هر آينه بهمان عنوانى كه شما را بدان دعوت كرده بود وفادار بود، همانا او بيك حكومتى شوريد كه فراهم بود و مشخص و ميخواست آن را درهم شكند ولى آنكه امروز از ما خانواده خروج ميكند بچه عنوانى دعوت ميكند؟آيا بعنوان رضاى از آل محمد دعوت ميكند؟ ما آل محمد شما را گواه ميكنيم كه به او راضى نيستيم او خود امروزه بما نافرمانست با اينكه كسى با او همراه و موافق نيست و هر گاه او پرچمها و بيرق‏ها را دنبال خود بيند سزاوارتر است كه از ما سخنى نشنود و بما اعتنا نكند.مگر كسى باشد كه همه بنى فاطمه با او موافقت كنند و دور او جمع شوند بخداوند صاحب الامر شما نيست مگر كسى كه همه بنى فاطمه موافقت كنند و بر او گرد آيند هر گاه ماه رجب باشد بنام خدا عز و جل رو بياوريد و پيش آئيد و اگر خواهيد تا ماه شعبان پس اندازيد زيانى ندارد و اگر هم بخواهيد پس اندازيد تا روزه ماه رمضان را در ميان خانواده‏هاى خود گرفته باشيد (يعنى پيش از اعلام ثوره و در حال آرامش) شايد كه براى شما باعث شود كه نيرومندتر باشيد و خروج سفيانى براى شما نشانى كافى و حتم است.

 

طبق این روایت امام صادق علیه السلام بیعت با هیچ فردی تا قبل از ظهور صحیح نیست. پس اگر شیعیان چنین مطلبی را میفرمایند مبتنی بر کلام و روایات اهل بیت علیهم السلام است.

ثانیا: هیچ روایتی که دال بر وجوب بیعت با مهدی اول هست وجود ندارد بلکه خود مهدی اول که فردی غیر از ائمه علیهم السلام می باشد  مطلبی شاذ  است. چه برسد به لزوم و وجوب بیعت با وی.

ثالثا: منظور از قائم اول که در روایات می باشد خود حضرت مهدی علیه السلام می باشد. چرا که ایشان اولین قائمی از جانب اهل بیت عصمت  و طهارت می باشد که قیام میکنند و عدل را گسترش میدهند. هرچند باز روایتی وجود ندارد که بگوید بیت با قائم اول واجب است و هرچه بیعت آمده است در آن تصریح به نام حضرت مهدی عج شده است.

رابعا : تنها روایتی که دلالت بر استحباب و نه لزوم بیعت با یمانی میکند روایتی ضعیف در کتاب الغیبه نعمانی می باشد که در سند آن فردی به نام « الحسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی » می باشد که وی از جمله کسانی هست که برخی از علمای رجال گفته اند ما حتی جایز نمیدانیم از وی روایتی نقل شود. [9]

خامسا: شیعه امام عصر عج را با معجزه میشناسد  و اینکه همبوشی میگوید که نگفته اند این از عدم اطلاع وی است نه اینکه شیعه مطلبی نگفته است.

سادسا: سابقا ثابت گردید که امام عصر( عج )قبل از صیحه و سفیانی هیچگونه نایب و فرستاده ای ندارد.

 

شبهه ششم :

همبوشی میگوید : برخی گفتند که ما قبل از ظهور فقط از فقها اطاعت میکنیم و صراط مستقیم همین است؛ (و با این سخن هم روایات فراوانی که در مذمت فقهای آخر الزمان آمده را له کردند و هم روایاتی که امر به پیوستن به یمانی نموده را به دیوار کوبیدند)

میگوییم :

اولا : اطاعت از فقها و علمای شیعه را خود اهل بیت علیهم السلام فرموده اند برای مثال :

امام حسن عسکری علیه السلام در روایتی منقول است که ایشان فرموده است :‌

امام عسکری(ع) فرمودند:

امّا من کان من الفقها صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً علی هواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام أن یقلّدوه[10]

  ترجمه: از بین فقها آنان که حافظ و نگهبان دین اند ، خود را از گناه و آلودگی حفظ می‌کنند ، با هواهای نفسانی مبارزه می‌کنند ، مطیع اوامر الهی و جانشینان اویند ، بر عوام لازم است که از آنان تقلید کنند .

پس این تصریح اهل بیت«علیهم السلام» است و صرفا سخن شیعه نمی باشد.

ثانیا: با توجه به روایات مدح علمای شیعه و بویژه مدح علمای دوران غیبت امام زمان علیه السلام مشخص میشود که تمام علمای آخرالزمان علمای سوء نمی باشند .

امام هادی علیه السلام میفرمایند :

لَوْ لَا مَنْ یَبْقَى بَعْدَ غَیْبَةِ قَائِمِکُمْ ع مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَاعِینَ إِلَیْهِ وَ الدالینَ عَلَیْهِ وَ الذابینَ عَنْ دِینِهِ بِحُجَجِ الله َ وَ الْمُنْقِذِینَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللهِ مِنْ شِبَاكِ إِبْلِیسَ وَ مَرَدَتِهِ وَ مِنْ فِخَاخِ النوَاصِبِ لَمَا بَقِیَ أَحَدٌ إِلا ارْتَد َ عَنْ دِینِ اللهِ وَ لَکِن َهُمُ الَذِینَ   یُمْسِکُونَ أَزِمةَ قُلُوبِ ضُعَفَاءِ الشیعَةِ کَمَا یُمْسِکُ صَاحِبُ السفِینَةِ سُکانَهَا أُولَئِکَ هُمُ الْأَفْضَلُونَ عِنْدَ اللهِ عَزوَجَل َ.[11]

ترجمه :اگر در پس غیبت امام قائم علیه السلام علمائى نبودند که داعى بسوى او بوده و اشاره به او کنند، و با براهین الهى از او دفاع نمایند، و بندگان مستضعف خدا را از دام ابلیس و اعوانش برهانند، و از بند نواصب (دشمنان اهل بیت) رهایى بخشند، همه مردم از دین خدا دست کشیده و مرتد می شدند. لکن علماء کسانى هستند که زمام قلوب شیعیان ضعیف ما را در دست داشته و مهار میکنند، همچون ناخداى کشتى که سکان آن را در دست دارد.این گروه همان شخصیتهاى برتر و افضل در نزد خداوند با عز ت و جلال مىباشند.

در این روایت به صراحت به نقش علما در زمان غیبت اشاره شده است ، اینجا دیگر نمی توانند طرفداران احمدبصری بگویند که منظور از علما ، همان ائمه است ، چون صراحتا به وجود آنان در زمان غیبت اشاره شده است.

 در این روایت هم به خوبی به نقش علما در  خلاص کردن مردم از جهل و خرافات اشاره شده است . بله ، نقش مهم عالم این است که مردم را از خرافاتی مثل احمدبصری ، دور می کند ، و برای همین هم هست که این جریان از علما و مراجع فراری هستند و آن ها را دشمن می دارند .

 

شبهه هفتم :

همبوشی میگوید : برخی گفتند که ما در بیعت با سید خراسانی یا حسنی یا ولیّ فقیه میمانیم و فقط او را صاحب پرچم و دعوت هدایت میدانیم؛ (و با این سخن اهل بیت پیامبر را متهم به نادانی و اضلال کردند، چون آنها پرچم هدایت قبل از ظهور ولی عصر را یمانی معرفی کردند، نه کسی دیگر!!)

میگوییم :

اولا : خراسانی در هیچ روایتی به عنوان « سید» معرفی نشده است که شما از او به عنوان خراسانی یاد کرده اید.

ثانیا: شیعیان در وجود شخص مستقلی به عنوان حسنی اختلاف نظر دارند چه برسد که بیعت با او را واجب بدانند.

ثالثا: خود احمد بصری میگوید ولایت فقیه امتداد ولایت معصوم است[12] و طبیعتا اگر شیعیان بگویند ما با ولی فقیه  بیعت میکنیم گزاف نگفته اند.

رابعا: گفته اید که : کسانی که میگویند غیر از یمانی پرچم هدایتی دارد خلاف اهل بیت علیهم السلام حرف زده است غافل از اینکه احمد بصری خود تصریح میکند پرچم خراسانی نیز پرچم هدایت هست . [13] پس احمد بصری را هم باید یک فرد منحرف بدانید.

شبهه هشتم :

همبوشی گفته است : «برخی گفتند که یمانی را قبول داریم، ولی یمانی باید از یمن بیایید، نه از بصره»

میگوییم :

اگر شیعیان چنین مطلبی را فرموده اند بنابر روایت اهل بیت علیهم السلام می باشد :

امام باقر علیه السلام میفرمایند :

وَ خُرُوجُ السُّفْيَانِيِّ مِنَ الشَّامِ وَ الْيَمَانِيِّ مِنَ الْيَمَنِ وَ خَسْفٌ بِالْبَيْدَاء[14]

ترجمه: و سفيانى از شام خروج كند و يمانى از يمن و در بيداء خسوفى واقع شود.

همچنین ایشان در حدیث دیگری میفرمایند :

وَ إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ خُرُوجِهِ خُرُوجَ السُّفْيَانِيِّ مِنَ الشَّامِ وَ خُرُوجَ الْيَمَانِيِّ مِنَ الْيَمَنِ وَ صَيْحَةً مِنَ السَّمَاءِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ مُنَادٍ يُنَادِي مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِيهِ.[15]

ترجمه: و از علامات قيام او: خروج سفيانى از شام و خروج يمانى از يمن و صيحه آسمانى در ماه رمضان و نداى آسمانى است كه منادى او را به نام خودش و نام پدرش مى‏خواند.

و ما از شما یک روایت میخواهیم که اهل بیت علیهم السلام به صراحت فرموده باشند یمانی از بصره می آید. مهلت این تحدی هم تا روز قیامت می باشد.

شبهه نهم:

همبوشی گفته است : و با این سخن، قانون معرفت حجت را فراموش کردند و گفتند که هر کسی که از یمن امروز بیاید همان یگانه پرچم هدایت قبل از ظهور است که سرپیچی از او ما را اهل آتش میکند.

میگویم :

اولا :‌یمانی به هیچ وجه در روایت به عنوان یک حجت الهی معرفی نشده است.

ثانیا: شیعیان به هیچ وجه نگفته اند که هرکسی که از یمن بیاید همان یمانی است بلکه برای یمانی نیز شروطی معرفی شده است .

ثالثا: شیعه به هیچ وجه نمیگوید اگر کسی از یمانی سرپیچی کند اهل آتش است.

شبهه دهم :

همبوشی میگوید : روایات صریحی که مهدی اول و اولین اصحاب امام عصر را از اهل بصره میداند هیچ ارزشی ندارند.

میگوییم :

اولا : هیچ روایتی نمیگوید که مهدی اول از بصره می باشد. و تحدی میکنیم همچین روایتی رو به ما نشان دهید.

ثانیا: آن روایتی که میگوید اول اصحاب امام عصر «عج» از بصره هستند  نام آن دو نفر را « علی و محارب» معرفی میکند[16] نه احمد اسماعیل بصری پس این روایت بر علیه شما می باشد.

همبوشی میگوید : و باید توضیح دهند که چرا رسول الله (ص)  فرمود که من یمانی هستم؟!

میگوییم :

اولا : روایت سنی ست زیرا از ( عیینه بن حصین ) نقل شده است که این فرد عامی بوده ، کسی که بعد از شهادت پیامبر (ص) مرتد شد.

ثانیا: پیامبر«ص» فرموده اند  :

وَ لَوْ لَا الْهِجْرَةُ لَكُنْتُ امْرَأً مِنْ أَهْلِ الْيَمَن[17]

ترجمه: و اگر هجرت نبود كه مرا به مدينه كشاند من خود مردى بودم يمنى.

این حدیث علاوه بر انکه به معنای یمنی بودن پیامبر ص نیست بلکه در ان نفی یمنی یا یمانی بودن پیامبر ص نیز شده است .

پیامبر اکرم ص میفرمایند ؛ اگر هجرت من از مکه به مدینه نبود من مردی از اهل یمن بودم .

اگر ما مکه را جزو یمن بدانیم دیگر معنی نداشت که پیامبر این جمله را بفرمایند . چرا که همانطور که پیامبر بعد از هجرت به مدینه  هم مکی است . هم مدنی . هم تهامی . هم بطحائی . هم قرشی و...

ایا پیامبر ص بعد از هجرت به مدینه دیگر مکی نیستند ؟⁉️

واضح است که هستند . و در روایات وصف پیامبر و اهلبیت ع با مکی امده است .

 

شبهه یازدهم :

همبوشی میگوید : برخی گفتند که پیامبر (ص) اصلاً وصیت نکرده تا قائم (ع) با وصیت پیامبر (ص) شناخته شود؛

میگوییم :

این نیز یک تهمت بزرگی به شیعیان است زیرا اصل عقیده تشیع این است که پیامبر «ص» بدون وصیت از دنیا نرفته اند و جانشین بعد از خود و ائمه بعد از خود را مشخص کرده اند ولی چه کنیم که اتباع احمد ناجوانمردانه برای یاری امام خود هر چقدر توانایی دارند به شیعیان دروغ میبندند.

 

 

 

شبهه دوازدهم:

همبوشی میگوید : برخی گفتند که این وصیت جعلی و ضعیف است و اعتباری ندارد؛

میگویم :

قطعا روایتی که به آن استناد میکنید یک حدیث سنی ضعیف می باشد. که تا الان هیچ یک از اتباع احمدبصری توانایی اثبات صحت آن را نداشته است. که برای اطلاع بیشتر میتوان به کتاب های «مهدویت خاتمه» ،‌«لوح و قلم» و ....مراجعه کرد.

شبهه سیزدهم :

همبوشی میگوید : (و هیچ گاه نگفتند که اگر این وصیت جعلی و فاقد اعتبار است، پس قائم با کدام وصیت پیامبر خود را اثبات میکند و آیا پیامبر وصیت دیگری غیر از این دارد که مهدی را در آن معرفی کرده باشد؟!)

میگوییم :

این شخص یا عالم است به بطلان آنچه که میگوید که این نشانه خباثت فرقه ضاله احمدبصری می باشد و یا جاهل است به آن که این دیگر عذر بدتر از گناه است.

چگونه است که شیعیان هیچگونه سخنی در رابطه با وصیت پیامبر «ص» نفرموده اند در حالی که کتب روایی و کلامی آنها مشحون از این مطلب است؟

شیعیان وصایای امامت  پیامبر«ص» را به دو دسته شفاهی و کتبی تقسیم میکنند. که وصایای شفاهی پیامبر «ص» به امیرالمومنین علیه السلام و دیگر ائمه اطهار«علیهم السلام» متواتر است. مانند روایت یوم الدار ،‌حدیث ثقلین ٍ حدیث غدیر و.. .

همچنین یکی دیگر وصایای شفاهی که مثبِت امامت است وصیت ظاهره می باشد که وصیت امام سابق به امام لاحق به کفن و دفن و اخذ مواریث ایشان در مقابل مردم است.

از دیگر وصایایی که مثبّت امامت است وصیت با اشاره به شخص امام در مقابل مردم است که در مقابل مردم صورت میگیرید و این وصیت برای تمام ائمه اطهار علیهم السلام انجام شده است که در کتاب شریف اصول کافی بابی است تحت عنوان « باب الاشارة و النص» که احادیث مربوطه را آنجا نقل شده است.

و اما وصیت مکتوب نیز به عقیده شیعه نوشته شد و در آن هیچ اشاره ای به 24 امام یا 12 مهدی غیر از اهل بیت علیهم السلام نشده است بلکه خلاف آن در این وصیت موجود است.

سليم بن قيس مى‏گويد: از سلمان شنيدم كه مى‏گفت: بعد از آنكه آن مرد (عمر) آن سخن را گفت  و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله غضبناك شد و «كتف» را رها كرد، از امير المؤمنين عليه السّلام شنيدم كه فرمود: «آيا از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نپرسيم چه مطلبى مى‏خواست در كتف بنويسد كه اگر آن را مى‏نوشت احدى گمراه نمى‏شد و دو نفر هم اختلاف نمى‏كردند»؟ من سكوت كردم تا كسانى كه در خانه بودند برخاستند و فقط امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام باقى ماندند. من و دو رفيقم ابو ذر و مقداد هم خواستيم برخيزيم كه على عليه السّلام به ما فرمود: بنشينيد.

حضرت مى‏خواست از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله سؤال كند و ما هم مى‏شنيديم، ولى خود پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ابتداء فرمود: «برادرم، نشنيدى دشمن خدا چه گفت؟! جبرئيل كمى قبل از اين نزد من آمد و به من خبر داد كه او سامرى اين امّت است و رفيقش (ابو بكر) گوساله آن است «2»، و خداوند تفرقه و اختلاف را بعد از من بر امّتم نوشته است. لذا جبرئيل به من دستور داد بنويسم آن نوشته‏اى را كه مى‏خواستم در كتف بنويسم و اين سه نفر را بر آن شاهد بگيرم. برايم ورقه‏اى بياوريد». براى حضرت ورقه‏اى آوردند. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نام امامان هدايت‏كننده بعد از خود را يكى يكى املا مى‏فرمود و على عليه السّلام بدست خويش مى‏نوشت.

همچنين فرمود: من شما را شاهد مى‏گيرم كه برادرم و وزيرم و وارثم و خليفه‏ام در امّتم على بن ابى طالب است و سپس حسن و بعد حسين و بعد از آنان نه نفر از فرزندان حسين‏اند.

كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج‏2، ص: 877

عجيب است واقعا كه اين فرد جرات دارد که این چنین به راحتی دروغ و اتهام به شیعه نسبت دهد!!

شبهه چهاردهم :

همبوشی میگوید : برخی گفتند که ما کلیات دعوت یمانی را قبول داریم و وصیت پیامبر (ص) را میپذیریم، اما این شخص مصداق آن نیست، بلکه منتظر احمد واقعی و صاحب واقعی این وصیت هستیم؛ (و با این سخن هم قانون معرفت حجت را فراموش کردند و باید توضیح دهند که اگر شخص کذابی با این قانون احتجاج کند، پس چرا قرآن و عترت به شما امر کردند که از صاحب وصیت و علم و پرچم رسول خدا تبعیت کنید؟!

میگوییم :

شیعیان به هیچ وجه نگفته اند که این روایت سنی وصیت پیامبر«ص» است بلکه حتی اگر کلیت آن را قبول کرده اند ، «احمد» را خود امام عصر میدانند نه فردی دیگر که امامی سیزدهم می باشد.

اما در رابطه با قانون معرفت حجت چند نکته لازم به بیان است:

  1. قانونی که احمد بصری برای شناخت حجج الهی معرفی میکند در هیچ روایتی وارد نشده است . اعتقاد احمد این است که حجت الهی تنها به 3 چیز شناخته میشود که عبارتند از : 1- « وصیت»[18] 2- « علم» 3- « دعوت به حاکمیة الی الله» .

این در حالی است که  در هیچ روایتی وارد نشده است که این قانون معرفت حجت منحصر در این 3 مورد است. در ضمن احمد بصری نص و سلاح و پرچم که در روایات شیعه به شیء بودن آنها تصریح شده است را تاویل به وصیت و علم و دعوت به حاکمیة الی الله میکند که این کار خود خلاف روایات اهل بیت علیهم السلام است. [19]

  1. اگر هم بخواهیم این قانون بدعی احمد اسماعیل بصری را قبول کنیم باز بر این مدعی دروغین منطبق نیست زیرا خطاهای فاحش وی و دروغگویی های وی و حتی بی سوادی قطعی وی و همچنین درس خواندن وی در دانشگاه راه و شهرسازی بصره و یک سال درس خواندن در حوزه مخالف این قانون است چرا که علم حجج الهی از جانب خداوند متعال می باشد و امام به نزد هیچ مکتب و مدرسه ای نمیرود.

چنانچه امام باقر علیه السلام به جناب جابر میفرمایند :

عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَال‏:...يَا جَابِرُ عَلِمْنَا مَا تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَى مَا تَحْتَ الثَّرَى

ترجمه:

جابر از امام باقر علیه السلام نقل میکند که ایشان فرمودند :‌...ای جابر علم ما از زیر عرش تا زیر زمین امتداد دارد.

بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص: 447

و بی شک کسی که علم او از زیر عرش تا زیر زمین می باشد به هیچ استادی و مدرسه و مکتبی نیاز ندارد و از هیچ یک از اهل بیت علیهم السلام نیامده است که نزد استادی رفته باشند بلکه بالعکس میبینم که بعضی از ائمه اطهار علیهم السلام در سنین کودکی امر امامت الهی را به عهده گرفتند. و در 9 سال یا 5 سال سن عادتا نمیتوان این همه علوم را فرا گرفت به گونه ای که امام جواد علیه السلام در سن 9 سالگی با بزرگان مکاتب فقهی و کلامی به مناظره بنشینند و کسی توان مقابله با وی را نداشته باشد.

 

شبهه پانزدهم :

همبوشی میگوید : و باید پاسخ دهند که چرا پیامبر خدا این وصیت را نوشته بازدارنده از گمراهی معرفی کرده و چگونه ممکن است کسی با نوشته بازدارنده از گمراهی، دیگران را گمراه کند و در این صورت دیگر به کدام کلام پیامبر و اهل بیتش اعتماد کنیم و مطمأن باشیم که ما را گمراه نکرده‌اند؟!

میگوییم :

به هیچ وجه پیامبر «ص» نفرمودند که این وصیت بازدارنده از گمراهی می باشد و حتی ما در این روایت چنین چیزی را نمیبینیم که ذکر شده است .

بله ، اگر منظور اصل وصیت است که در رابطه با آن گفته شده است ولی در آن هیچ یادی از 12 مهدی و احمد بصری نشده است بلکه در هیچ یک از روایات شیعه و سنی از فرزند امام زمان به نام احمد به غیر از این حدیث سنی ضعیف موسوم به وصیت سخنی به میان نیامده است.

شبهه شانزدهم :

همبوشی میگوید : و باید پاسخ دهند که چرا اهل بیت ع شهادت دادند که این سه نشانه در هیچ کسی جز صاحب این امر نخواهند بود؟!

میگویم : بله نص امام معصوم و حجت سابق و علم الهی  در هیچ یک از افراد غیر از حجج الهی جمع نمیشود بلکه حتی به تنهایی نزد کسی یافت نمی شود. اما اشکال در آن است که چه کسی گفته است که احمد بصری جامع این موراد است؟ تببین شد که احمد بصری خود ادعا های وی و سخنان وی دلیلی روشن بر عدم اجتماع این موراد در وی می باشد.

 

 

 

شبهه هفدهم :

همبوشی میگوید : و باید پاسخ بدهند که اگر فرضاً در آینده شخص دیگری با همین وصیت بیاید و بر شما احتجاج کند، چرا و چگونه او را قبول خواهید کرد و چرا نخستین کسی که با این قانون بر شما استدلال کرد را کذاب شمردید؟!

میگوییم :

اولا : هرکس که به این روایت جعلی همانند احمدبصری استناد کند و ادعا بکند ما او را کذاب و کافر میدانیم . چه احمدبصری باشد چه فردی دیگر . بلکه صرف ادعای او خود دلیلی بر کفر وی است زیرا سابقا  معروض گشت که ادعای نیابت خاصه در عصر غیبت کبری از نظر اجماع شیعه کفر می باشد.

ثانیا: احمدبصری اولین فردی نمی باشد که طبق این روایت جعلی ادعای دروغین خود را پایه گذاری میکند بلکه میبینم که علیرضا پیغام مدعی امامت سیزدهم نیز در کتاب القائم خود  و فرقه کریم خانیه که از شعب فرقه شیخیه که سرکرده آن شیخ احمد احسائی است به این روایت در حدود 200 سال قبل از احمدبصری به آن  استناد کرده اند و مدعی شده اند که  احمد در این روایت منظور شیخ احمد احسائی سرکرده فرقه خودشان می باشد.[20]

 

والسلام علیکم .

 

 

 

 

 

 

[1] همبوشی لقبی است که شیعیان بنابر نام واقعی خاندان احمد بصری به این فرقه نسبت داده اند.

[2] سوره مبارکه المعارج آیات 6-7

[3] کمال الدین شیخ صدوق ص515؛ غیبت طوسی 395؛ الخرائج و الجرائح ص142.

[4] ترجمه مهدویت خاتمه ( اکبربیرامی) ج3 ص 14

[5] مکیال المکارم ج2ص355

[6] غیبت طوسی ص412

[7] ( 2) ظاهره أن خروج القائم عليه السلام في رجب و يحتمل أن يكون المراد أنّه مبدأ ظهور علامات خروجه فأقبلوا إلى مكّة في ذلك الشهر لتكونوا شاهدين هناك عند خروجه.( آت)

[8] كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

[9] الرجال لابن الغضائری ص51 – رجال کشی ص 456

[10] بحار الانوار ، ج 2 ، ص 88

[11] احتجاج ج8 ص 81

[12] التیه ص 41

[13] آیات الصاحب ص 32

[14]كمال الدين و تمام النعمة، ج‏1، ص: 331

[15]  كمال الدين و تمام النعمة، ج‏1، ص: 328

[16] بشارة الاسلام ص 298

[17] الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏8، ص: 70

[18] احمدبصری وصیت را همان روایت سنی و ضعیف موجود در کتاب الغیبه میداند.

[19] برای اطلاع بیشتر به کتاب « روشن تر از خورشید» نوشته علی محمدی هوشیار مراجعه شود.

[20] ارشاد العلوم ج 4 ص 236-238

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.


آخرین مطالب سایت


وضو پیامبر (ص) چگونه بوده است ؟
وضو پیامبر (ص) چگونه بوده است ؟

حضرت رسول(ص) به چه صورتی وضوء می گرفتند؟همانندوضوی امروزی شیعیان یا همانند اهل سنت بوده است؟


v>